الشيخ محمد جواد الخراساني

48

مهدى منتظر (عج) (فارسى)

حاشا و كلّا ، اين اشكالات شما كه به صورت اشكال و در معنى دليل شما است بر ادعاى محال ، نه درحد خود امور يقينى است و مستند به يقين و نه چنان عقلى است كه غير قابل خلاف باشد تا اثبات محاليت و عدم امكان كند ، پس چگونه به ضرس قاطع حكم مىكنيد كه غيبت محال است و ارادهء خداوند به محال تعلق نمىگيرد ؟ پس اين دلايل شما محصّلى ندارد به جز صرف استبعاد ، و البته صرف استبعاد يا ندانستن وجه و حكمت و فايده ، موجب نمىشود انكار نص يا تأويل نص را . اين حديث شريف قبل از غيبت و قبل از حدوث اين اشكالات ، جوابى اجمالى نيز از آن‌ها داده و پيش‌بينى فرموده ، عبد اللّه بن فضل هاشمى گفت : از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : براى صاحب اين امر غيبتى است كه ناچار است از آن و در زمان غيبت او در شك و ريب خواهد افتاد هركس اهل باطل باشد . گفتم : فداى تو شوم چرا بايد چنين غيبتى كند ؟ فرمود : از جهت امرى كه به ما رخصت داده نشده كشف او براى شما . گفتم : پس وجه حكمت در غيبت او چيست ؟ فرمود : وجه حكمت در غيبت او وجه حكمت در غيبت كسانى است كه پيش از او بوده‌اند از حجج خداى تعالى ، وجه حكمت در غيبت او كشف نمىشود مگر بعد از ظهور او ، چنان‌چه كشف نشد براى موسى عليه السّلام وجه حكمت در آن‌چه خضر عليه السّلام انجام داد از سوراخ كردن كشتى و كشتن آن پسر و ساختن ديوار مگر هنگام مفارقت . اى پسر فضل ، اين امرى است از امر خدا و سرّى است از سرّ خدا و غيبى است از غيب خدا و هرگاه ما دانستيم كه خداوند عزّ و جلّ حكيم است ، تصديق مىكنيم به اين‌كه افعال او همه از روى حكمت است اگرچه وجه او براى ما مكشوف نباشد . « 1 » جواب تفصيلى از اشكالات اشكال اول : [ دليل بر وجود امام غائب چيست ؟ ] گفتيد : چه دليل است بر وجود امام غائب ؟ جواب اول : دو دليل : يكى عمومى و يكى خصوصى .

--> ( 1 ) - اثباة الهداة 3 / 488 ح 217 ؛ بحار 52 / 91 ح 4 .