الشيخ محمد جواد الخراساني

288

مهدى منتظر (عج) (فارسى)

احساس كنند ناگاه ايشان بدوند و پا به فرار گذارند ، فرار نكنيد برگرديد به سوى اندوخته‌ها كه ذخيره كرديد ، برگرديد به ثروت‌ها و مساكن خود تا از شما سؤال شود ، آن گاه بگويند : اى واى بر ما كه ما ستمكاران بوديم ، پس همواره اين كلمه سخن ايشان باشد ، تا اين‌كه ما ايشان را مانند دروشده خاموش سازيم » . فرمود : تأويل اين آيه ( يعنى مصداق ) از هنگامى كه نازل شده هنوز نيامده و چون قائم ما قيام كند تأويل او دربارهء بنى اميّه تحقّق پيدا خواهد كرد كه ايشان از ترس قائم عليه السّلام به روم فرار كنند ، پس ايشان را مطالبه كنند سپس با شمشير ايشان را چون دروشده خاموش سازند . و نيز آن حضرت فرمود : چون سلطان روم از مهدى عليه السّلام آگاه شود امان و صلح بطلبد ، آن حضرت بفرمايد : امان و صلحى نيست تا اين‌كه كسانى را كه از ما نزد شمايند به ما برگردانيد و اگر ايشان را ندهيد شمشير در ميان شما خواهم گذاشت . پس مىگويند : اين كتاب خداست بين ما و شما ( اهل روم گويند يا بنى اميه ) هرچه كتاب گويد به مقتضاى آن رفتار كنيد ، پس بفرمايد قبول دارم و راضيم و كتاب را بر ايشان قرائت كند ، پس ببينند كه در شرايط صلح و امان كه به ايشان داده شده اين است كه هر مسلمانى كه مرتد شود و به ايشان ملحق شود بايد به والى مسلمين برگردانند و اگر از ايشان كسى رغبت در اسلام كند و هجرت كند او را برنگردانند . چون اين جمله را بر ايشان بخواند و اين شرط لازم را ببنند ، سلطان روم به ياران خود بگويد : چاره‌اى نيست ، اين جماعت حجت و دليل بزرگى آوردند و در قبال او نتوان مخالفت كرد ، بدهيد اهل ملت ايشان را به ايشان ، پس بنى اميه را بيرون كنند و تسليم آن حضرت نمايند پس مردان و زنان ايشان را بكشند ( زيراكه همه مرتد شده‌اند ) و صليب‌هايشان را بر نيزه كنند . سپس فرمود : به خدا قسم كه مىبينم اصحاب قائم عليه السّلام را كه دينار و درهم ايشان را با جحفه ( دلو يا شبه آن ) تقسيم مىكنند ، سپس مردم روم هم اسلام آورند و آن حضرت براى ايشان مسجدى بنا كند و مردى از اصحاب خود را به جاى خود در آن‌جا بگذارد و