الشيخ محمد جواد الخراساني
279
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
سپس حركت كند تا به زمين نجف رسد پس به اصحاب خود بفرمايد : امشب در اين جا توقف كنيد و به عبادت بگذرانيد و چون صبح شود بفرمايد : از طريق نخيله حركت كنيد . در آن موقع كوفه را خندقى باشد . جابر عرض كرد : كوفه را خندقى باشد ؟ ! فرمود : بلى و اللّه ، ( خندق الان موجود است ) ، پس از طريق نخيله برود تا به مسجد ابراهيم در نخيله فرود آيد و در آنجا دو ركعت نماز بگزارد ، پس عدهاى از كوفه از لشكر سفيانى و غيره به قصد دفع او بيرون آيند ، پس به اصحاب خود بفرمايد راه باز كنيد براى ايشان سپس فرمان حمله دهد ، پس اصحاب بر آنها حمله كنند ، به خدا قسم كه يك نفر از آنها براى خبرگزارى هم از خندق نگذرند و چون به نجف مشرف شود يعنى نزديك شود ، رايت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم را باز كند و چون باز شود ملائكهء بدر بر دور او احاطه كنند . « 1 » ايضا از حضرت باقر عليه السّلام فرمود : زياده بر ده هزار از ( بتريّه ) از كوفه با سلاح به سوى او خارج شوند و به او بگويند : برگرد از همان راهى كه آمدهاى ، ما را احتياجى به بنى فاطمه نيست ، پس شمشير در ميان آنها نهد تا اينكه از ايشان كسى نگذارد . « 2 » شايد اينها جزء همان عده باشند و شايد مستقل باشند ( بتريه : صنفى از زيديه هستند كه هم قائل به امامت ابى بكر و عمر هستند و هم به على عليه السّلام ولى در عثمان توقف كردهاند ) ! ورود به نجف و ملاقات با سيد حسنى در آن وقت سه رايت در كوفه مضطرب باشد پس صاف شود براى او « 3 » ( امام باقر عليه السّلام ) ، ( رايت شرقى و آن خراسانى و حسنى است و رايت يمانى و اين سه به او خواهند پيوست ، در آن وقت رايت سفيانى نيز خواهد بود و با او مىجنگد و چنان معلوم مىشود كه سفيانى چون از بغداد به كوفه آمده از طريق حلّه آمده ، پس سمت
--> ( 1 ) - بحار 52 / 342 ح 91 . ( 2 ) - همان 52 / 291 ح 34 . ( 3 ) - معجم احاديث الامام المهدى 3 / 300 ح 838 .