الشيخ محمد جواد الخراساني
278
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
قصد عراق كند - عاملى از طرف خود در مدينه بگذارد و چون آن حضرت بيرون رود نامهاى از سفيانى به اهل مدينه برسد كه اگر او را نكشيد مردان جنگى شما را بكشم و ذريهء شما را اسير كنم ، پس عامل آن حضرت را بكشند و چون به « شقره » رسد كه موضعى است در نزديكى « بيداء » خبر قتل عاملش به او برسد ، پس برگردد و شمشير در ايشان نهد و ايشان را بكشد چنانكه كسى از ايشان نگذارد بهنحوى كه قتل حرّه « 1 » نزد او چيزى نيست . پس دوباره عاملى در مدينه بگذارد و به سوى نجف حركت كند و در بين راه همه جا مردم را به كتاب خدا و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم و ولايت امير المؤمنين عليه السّلام و بيزارى از دشمنان او دعوت كند ، تا چون به « ثعلبيه يا سويقه » رسد مردى از ذريّهء آباء او كه در شجاعت و قوت بدنى و جسمى از همه برتر باشد به جز صاحب الامر ، به پا خيزد و بگويد : اى فلان ( مهدى عليه السّلام ) چه مىكنى ؟ به خدا قسم كه تو با اين رفتار مردم را از دور خود مىپاشى و متفرق مىكنى مانند متفرّق شدن چارپايان ! آيا اين عملها كه مىكنى به عهدى از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم است يا به چيز ديگر و آن چيست ؟ پس آن كس از مواليان كه متصدى گرفتن بيعت است مىگويد : ساكت باش و گرنه گردنت را مىزنم . پس حضرت مهدى عليه السّلام به آن شخص بفرمايد : ساكت باش به خدا قسم كه با من عهدى است از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم سپس به يكى بفرمايد : اى فلان ، فلان ! صندوق را بياور ! پس صندوق را حاضر كند آن حضرت عهدنامه را بيرون آورد و بر وى بخواند ، پس آن مرد علوى بگويد ، قربانت شوم سر خود را بده تا ببوسم ، پس سر خود را فرود آورد و او ببوسد و عرض كند : قربانت شوم ! بيعت مرا تجديد كن ( اين عمل از جهت اظهار حق است بر مردم نه از باب تشكيك ) .
--> ( 1 ) - واقعهء حرّه : شورش مردم مدينه عليه يزيد ( لعنة اللّه عليه ) پس از شهادت امام حسين ( عليه السّلام ) كه با شدت از طرف حكومت اموى سركوب و مدينه غارت شد ، و به حدود سه هزار تن از دختران تجاوز شد و جنايات فراوانى انجام گرفت .