الشيخ محمد جواد الخراساني

221

مهدى منتظر (عج) (فارسى)

خروج دجّال مشرق از سجستان » . « 1 » بنابراين ممكن است حديث حضرت باقر عليه السّلام كه مكرر مىفرمود : « خراسان ، خراسان ، سجستان ، سجستان » . « 2 » اشاره به اين باشد . و اللّه العالم . امير المؤمنين عليه السّلام روزى خطبه‌اى اداء فرمود ، پس سه مرتبه فرمود : « از من بپرسيد پيش از آن‌كه مرا نيابيد » . پس صعصعه بن صوحان از جا برخاست و عرض كرد : « يا امير المؤمنين ! دجّال چه وقت خروج خواهد كرد ؟ » پس حضرت وقايعى را كه قبل از خروج او و علامت خروج اوست ، بيان فرمود . بعد از آن اصبغ بن نباته به پا خاست ، عرض كرد : « يا امير المؤمنين ! دجّال كيست ؟ » فرمود : « آگاه باشيد كه دجّال ، صائد بن الصائد است ، پس شقى كسى است كه او را تصديق كند و سعيد كسى است كه او را تكذيب كند ، او را بلده‌اى خروج خواهد كرد كه او را اصبهان گويند ، از قريه‌اى كه معروف است به يهوديه ، چشم راست او ممسوح است ( به هم چسبيده كه هيچ حدقه ندارد ) چشم ديگر او را در پيشانى او است چنان روشنى مىدهد مانند ستاره صبح . در چشم او گوشتى است كه گويا مخلوط است به خون ، در پيشانيش ما بين دو چشمش نوشته است كافر ، با اين‌كه امّى است هر كتابى را مىخواند ، درياها را مىنوردد و خورشيد با او سير مىكند در جلو او كوهى است از دود و در پشت سر او كوه سفيدى است كه مردم گمان مىكنند كه طعام است ، او در قحطى سختى خروج خواهد كرد ، در زير پاى او الاغى است سبزه يا تيره رنگ هر گام الاغ او يك ميل راه را طى كند ، زمين در زير پاى او پيچيده شود و از هر آبى كه عبور كند و از هر آبى بگذرد آن چشمه تا قيامت خشك شود ، به صداى بلند كه همهء اهل مشرق و مغرب بشوند ندا كند : بياييد به سوى من ، اى اولياى من منم آن كسى كه خلق كرد سپس صورت‌بندى كرد ، و تقدير كرد سپس رهنمايى كرد ، أنا ربّكم الأعلى ، دروغ گفته و مىگويد دشمن خدا ، او

--> ( 1 ) - كمال الدين 1 / 251 ح 1 ؛ بحار 51 / 70 ح 11 . ( 2 ) - غيبت نعمانى 183 ؛ الزام الناصب 2 / 125 .