الشيخ محمد جواد الخراساني
159
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
پس به مقتضاى اين حكم وجدان و عقل ، هركس كه خود را از ملّيّين مىشمارد چارهاى ندارد جز اينكه منتظر روزى باشد كه غايت خلقت در سراسر بشريت ظاهر و دائر گردد و فرشتهء عدالت در همه جاى زمين حكمفرما شود و الّا نقض غرض و اهمال خلق لازم خواهد آمد . يعنى اگر بناى خدا بر همين باشد اهمال خلق خواهد بود اهمال كلّى ، و اين اهمال بيش از آن اهمالى است كه در اشكال بر غيبت ايراد كردهاند ، زيراكه او اهمال جزيى و تا چندگاهى است و اين اهمال كلى و دائمى است . و اگر بناى خدا از اصل بر اين نيست و نبوده ، پس اينگونه واگذارى كه هيچ روزى نباشد براى ظهور غايت خلقت و نشر عدالت ، نقض غرض است و اين هم محال است . پس هر صاحب ملّتى چون به وجدان ايمانى خود نظر كند ناچار است كه منتظر يك چنين روزى باشد و لهذا يهود و نصارى منتظرند ، نهايت آن منتظر محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم هستند و مىگويند او هنوز ظاهر نشده و آن حضرت را به نام فارقليط و فارقليطا مىخوانند و نصارى نيز منتظر نزول عيسى هستند كه مىگويند او هم با محمّد نازل خواهد شد و همچنين مخالفين مذهب ما از مسلمانان منتظر مهدى عليه السّلام هستند ، نهايت مىگويند او بعد از اين متولد خواهد شد ، « 1 » غير از صوفيه كه آنان مهدويّت را نوعى مىدانند يعنى مهدويّت را به شخص خاص قائم نمىدانند ، بلكه هركس قطب وقت باشد همان مهدى است ، مهدى امرى است نوعى ، منحصر به يك فرد نيست بلكه عددش بىشمار است . پس امام حىّ قائم آن وليست * خواه از نسل عمر خواه از عليست ( مولوى ) آرى بعض كمى كه خود را هم شيعه مىگمارند و هم صوفيهء متشرّعه ، مهدى عليه السّلام را همان فرد مىدانند ، اما قطب را جانشين و واسطهء او مىدانند . « 2 » اين حكومت عقل و وجدان نظر به اصل ملّيت و عقيدهء خداپرستى به نحو اشتراك بين همهء ملّيّين .
--> ( 1 ) - الامام المهدى عند اهل السنة 1 / 152 . ( 2 ) - همان 1 / 145 تا 178 .