الشيخ يد الله الدوزدوزاني التبريزي

40

خمس در عصر پيامبر (ص) و پاسخ به برخى شبهات (فارسى)

پس از رسول خدا چيزى نقل نكنيد و هر گاه با مسأله اى مواجه شديد بگوييد " بيننا وبينكم كتاب الله " و تنها حلال قرآن را حلال ، و حرام آن را حرام بدانيد . كار به اين جا ختم نشد ، بلكه عمر بن خطاب برخى از اصحاب رسول خدا ( ص ) ، همچون ابن مسعود و ابودرداء و ابومسعود انصارى ، را به جرم اين‌كه از رسول خدا ( ص ) زياد نقل روايت مىكردند ، سه روز حبس و زندانى كرد « 1 » . قرطة بن كعب مىگويد : عمر ما را به عراق فرستاد . روزى كه از مدينه بيرون مىرفتيم به مشايعت ما آمد ، و با ما حركت كرد تا به صرار ، كه منطقه‌اى در حومه مدينه است ، رسيديم . در آن جا رو به ما كرد و پرسيد : آيا مىدانيد چرا شما را مشايعت كردم ؟ پاسخ گفتيم : خواسته‌اى ما را مشايعت نموده و تكريم نمايى . عمر به ما چنين گفت : علاوه بر اين ، كارى با شما داشتم . شما نزد مردم شهرى مىرويد كه صداى ايشان به خواندن قرآن همچون صداى زنبوران عسل در كندو بلند است . پس ايشان را از اين كار با روايت احاديث از رسول خدا ( ص ) بازمداريد . در اين صورت من نيز شريك شما هستم . قرطة مىگويد : از آن پس روايتى از رسول خدا نقل نكردم « 2 » . اين ممنوعيت باقى بود تا زمان عمر بن عبدالعزيز ، كه او از نقل و نگاشتن روايات رفع منع كرد ، و به مردم مدينه نوشت كه در روايات رسول خدا ( ص ) نظر كنيد و آن‌ها را بنويسيد ؛ چون مىترسم علم كهنه شود و اهل آن از دنيا بروند . گفته شده كه ابن شهاب زهرى نخستين كسى بود كه به فرمان عمر بن عبدالعزيز به تدوين حديث پرداخت ، و اين كار در رأس سده نخست هجرى بود . پس از آن بود كه تدوين و نگارش روايات فزونى گرفت « 3 » .

--> ( 1 ) - تذكرة الحفاظ ذهبى : ج 1 ، ص 7 در شرح حال عمر . ( 2 ) - " تذكرة الحفاظ " ذهبى : ج 1 ، ص 5 - 4 . ( 3 ) - فتح البارى : ج 1 ، ص 218 .