الشيخ يد الله الدوزدوزاني التبريزي
19
خمس در عصر پيامبر (ص) و پاسخ به برخى شبهات (فارسى)
ممكن است كسى بپرسد در حالى كه به طور قطع ، خمس حق رسول اكرم ( ص ) بوده ، عدى بن حاتم بر چه اساسى خمس گرفته است ؟ در جواب مىتوانيم بگوييم : او خمس را كه مال پيامبر بوده به عنوان واسطه مىگرفته ، و شايد مثل امروز بوده كه فقها در اجازهنامهها ، وكلاى خود در اخذ وجوهات را مجاز مىكنند مثلًا ثلث آن را در محل خودش با رعايت ضوابط شرعى مصرف كنند . بنابراين معناى كلام او اين مىشود كه " . . . خمّست فى الإسلام بإذن النبيّ الأكرم ( ص ) " يعنى در اسلام ، به اذن نبى اكرم ، خمس غنائم را گرفتهام . خلاصه مطلب آنكه خمس حق رياست و ولايت بوده ، و آيه غنيمت به آن اشاره دارد ، و به موجب آن خمس را به رئيس مسلمانان - يعنى پيامبر اكرم ( ص ) و اهل بيت معصوم ايشان ( عليهم السلام ) اختصاص داده است . اين سهم در جاهليت ربع بوده ، و پس از اسلام از نظر مقدار تقليل يافت ، و به ميزان خمس تعيين گشت . ما معتقديم به موجب تعاليم پيامبر و اهل بيت ايشان ( عليهم السلام ) در برابر اين تقليل و كمتر شدن ميزان سهم تعيين شده ، خمس علاوه بر غنائم جنگى ، به تمام سودها و منافعى كه از مشاغل مختلف به دست مىآمد با شرايط خاصى تعلق گرفته است . به اثبات اين مطلب در آينده مىپردازيم . به عبارت روشنتر ، حاصل نظر مذهب شيعه درباره خمس آن است كه خمس حقى است متعلق به رسول خدا ( ص ) و اهل بيت ايشان ( عليهم السلام ) ، به واسطه ولايتى كه براى هميشه بر جامعه اسلامى دارند ؛ كه البته مىبايست آن را علاوه بر امورى كه مربوط به رياست و ولايت ايشان است ، به مصرف نيازمندان از خاندان رسالت و سادات بنى هاشم برسانند . اين در عوض زكاتى است كه سادات مجاز به اخذ آن نيستند . به اين مطلب هم در آينده اشاراتى داريم .