الشيخ محمد هادي معرفة
33
ولايت فقيه (فارسى)
اكنون استغفار مىكنم و توبه مىنمايم « 1 » . ملاحظه مىشود ، آنكسى كه بزرگان شيعه ، او را به امامت مىشناختند ، على عليه السّلام بود و آنان بر خود لازم مىدانستند كه در فعّاليتهاى سياسى از او استجازه كنند و در واقع ، على آنان را به آن مقام منصوب نمايد ، گرچه به ظاهر از طرف ديگران منصوب شده باشند . بنابراين مسألهء « امامت » در اصل يكى از اساسىترين پايههاى مكتب تشيّع را تشكيل مىدهد و فلسفهء وجودى تشيّع در مسألهء امامت تبلور مىيابد و تشيّع بدون امامت ، جايگاه خاصّ خود را از دست مىدهد ، زيرا تمامى فرقههاى اسلامى نسبت به خاندان نبوت و عترت عليهم السّلام محبّت مىورزند و اخلاص و مودّت دارند . ولى اين دليل تشيّع آنها نيست ، زيرا آنان امامت و زعامت سياسى اهل بيت را آنگونه كه شيعه معتقد است ، نپذيرفتهاند . ازاينرو ، مكتب تشيع ، مكتبى است كه مسألهء حكومت و رهبرى سياسى را ، از متن دين و برخاسته از دين مىداند و بدين جهت در عصر غيبت ، كه با نبود امام معصوم روبروست ، به سراغ نوّاب عام او مىرود و چشم به چهرههاى پرفروغ فقها دوخته است ، زيرا آنان را شايستهترين جانشينان امام معصوم مىداند . بنابراين ، مطرح كردن مسألهء جدايى دين از حكومت ، از جانب كسانى كه در سايهء مكتب تشيع آرميدهاند ، شگفتآور و مايهء تأسّف است . يكى از نويسندگان - كه سابقهء حوزوى نيز دارد - چنين مىنويسد : « خلافت يك مقام سياسى - اجتماعى است كه واقعيّتى جز انتخاب مردم دربر ندارد ، منتها گاهى اتفاق مىافتد كه مردم آنقدر رشد و دانائى پيدا كردهاند كه پيامبر يا امام خود را آگاهترين و با تدبيرترين افراد در امور كشور دارى و روابط داخلى و خارجى سرزمين خود يافته و او را براى زمامدارى سياسى - نظامى خود انتخاب مىكنند ، مانند بيعت با نبىّ اكرم زير شجره « لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ » « 2 » و مانند انتخاب حضرت على عليه السّلام در نوبت چهارم خلافت ، پس از رحلت نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و إله و گاهى ديگر در اثر عدم رشد سياسى و اجتماعى جامعه و يا به
--> ( 1 ) . رجوع شود به : الطرائف . ابن طاووس ص 36 حديث 25 . ( 2 ) . سوره فتح 48 : 18 .