الشيخ محمد هادي معرفة

26

ولايت فقيه (فارسى)

محمد بن مسلم از امام ابى جعفر باقر عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود : خداوند ، عقل را مورد آزمايش قرار داد ، سپس به دو خطاب كرده گفت : « و عزّتى و جلالى ، ما خلقت خلقا هو أحبّ إليّ منك ، و لا أكملتك إلّا في من احبّ . أما إنّى إيّاك آمر ، و إيّاك أنهى ، و إيّاك أعاقب ، و إيّاك أثيب » « 1 » . به عزت و جلالتم سوگند ، كه آفريده‌اى را دوست‌تر از تو ندارم و هركه را دوست دارم ، تو را در او كامل‌تر مىسازم . همانا تو را دستور مىدهم ، و از زيبائيها و زشتيها باز مىدارم و پاداش و كيفر را بر پايهء تو قرار مىدهم . و اين بالاترين حدّى است كه اسلام به عقل بها داده و آن را معيار تكليف و پاداش قرار داده است و شايد بتوان گفت ، هيچ مكتبى اين اندازه به خرد انسانى بها نداده است . درعين‌حال ، چون آدمى همواه اسير دو اسب سركش شهوت و غضب است و خواسته‌هاى حيوانى و بهيمى او ، پيوسته او را از فرمان عقل باز مىدارند ، همواره به عنايت الهى و كمك ربّانى نيازمند است . و اين سخن كه « روزى خواهد آمد كه عقل ، خود مستقل و بىنياز شود » تا آن هنگام كه اين اسارت و سركشى پيوسته با انسان درگير است ، شعارى بيش نخواهد بود . خلاصه اسلام يك نظام است و براى تنظيم حيات جامعه برنامه درارد و مقرراتى به نام احكام انتظامى آورده است . آمده تا عقل را يارى كند و با فطرت دمساز باشد آمده تا انسان را در دنيا و آخرت سعادتمند سازد . اسلام ، فقط عقيده و انجام يك سرى عبادات و اوراد و اذكار نيست ، بلكه در صحنه سياست و ديگر ابعاد حيات اجتماعى انسان حضور بالفعل دارد . آمده تا انسان را رهنمون باشد و انسان همواره به رهنمودهاى شرع در تمامى صحنه‌هاى زندگى نياز دارد . لذا سياست به معناى صحيح آن ، از متن دين است و دين مستقيما در آن نظر دارد - البته در اصول كلى - ولى نحوهء تشكيل و نظام‌بندى آن به خود انسان واگذار شده تا براساس مصالح روز و هماهنگ با پيشرفت تمدّن ، راه زندگى خود را بگشايد و خردمندانه - البته در سايهء رهنمودهاى شرع - به پيش‌رود .

--> ( 1 ) . كافى شريف ج 1 ص 10 .