الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

93

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

است كه كافران با آن ، گمراه مىشوند . آن را يك سال حلال مىشمارند و يك سال [ ديگر ] ، آن را حرام مىدانند ؛ تا با شمارهء ماه‌هايى كه خدا حرام كرده است ، موافق سازند ؛ در نتيجه آن‌چه را خدا حرام كرده است ، حلال گردانند . زشتى اعمالشان برايشان آراسته شده است و خدا گروه كافران را هدايت نمىكند . » كسى كه از عادت ناپسند سركشان عرب در تغيير دادن ماه‌هاى حرام آگاهى ندارد ، هاله‌اى از ابهام پيرامون اين آيه مىبيند . اين آيه براى رسوا ساختن اين رسم ناشايست و زشت نازل گرديد كه اين مطلب با مراجعه به تاريخ عرب معاصر نزول قرآن و بازخوانى عادت‌هاى ناپسند آنان ، قابل شناخت است . به همين جهت شناخت اسباب نزول ، جايگاه فرازمندى در دست يا بى به مفاهيم حكيمانهء قرآن دارد ؛ مسأله‌اى كه طبيعت نگارش ، آن را برنمىتابد . نمونه‌اى ديگر ، اين سخن خداوند متعال است : « إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلِيمٌ » « 1 » ؛ « همانا صفا و مروه از شعاير و [ نشانه‌هاى ] خداست . هر كه خانه [ خدا ] را حج گزارد يا عمره گزارد ، بر او گناهى نيست كه ميان آن دو ، سعى به جا آورد . هر كه افزون بر فريضه ، كار نيكى كند ، خدا حق‌شناس و داناست . » پرده‌اى از ابهام اين آيه را فراگرفته است ؛ چگونه با نفى گناه و حرج از سعى بين صفا و مروه ، تنها بر جواز آن دلالت مىكند ، حال آن كه بىترديد ، سعى بين صفا و مروه تكليفى الزامى است ؟ اين ، در حالى است كه آيهء ياد شده ، با آيات پيش و پس از خود بىارتباط است ، از اين رو قرينه‌اى همراه سخن وجود ندارد كه ابهام را بر طرف سازد . بنابراين چاره‌اى جز مراجعه به سبب نزول نيست ؛ آن‌جا كه مسلمانان ، در عمرة القضاء ، پس از آن كه مشركان بُت‌هايشان را بر روى دو كوه بازگرداندند ، براى

--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) 158 .