الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

81

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

نبود و بايد مىگفت : پروردگارم به من فرمان داد كه بگويم ( أمرنى ربى أن أقول ) . عتاب‌ها و خطاب‌هاى فروانى نيز وجود دارد كه صيغهء آنها ، خطاب به پيامبر است . « 1 » اگر قرآن انشاء حضرت بود ، مىبايست با صيغه متكلم بيان مىگرديد . نيز قرائن و دلايل آشكار ، بلكه صريح ديگرى وجود دارد كه نشان مىدهد قرآن به طور كامل ، در لفظ و معنا ، ساختارى آسمانى دارد و دستى ديگر در آن دخالت نداشته است . افزون بر اين ، قرآن معجزهء جاويد اسلام است و بشر - هر كس كه باشد ؛ پيامبر يا ديگرى - از آوردن مانند آن ناتوان است . هماوردى نيز اختصاص به معنا ندارد ، بلكه لفظ و نظم و چينش ، سهم فراوانى در اين تحدّى دارد . اگر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىتوانست همانند نظم و ساختار بديع قرآن را بياورد ، توانايى نقض تحدّى براى بشر فراهم مىگرديد . افزون بر اين ، در سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و ديگر اميران سخن ، هم‌چون امام اميرمؤمنان عليه السلام اثرى را نمىيابيم كه در ساختار بيانى ، شبيه يا مانند قرآن باشد . امام بدر الدين زركشى مىنويسد : برخى از سمرقندى « 2 » سه نظريه را دربارهء كتاب نازل شده بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نقل كرده‌اند : 1 . بر اساس نظريهء نخست - كه ديدگاه رايج است - لفظ و معنا ، با هم ، بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد ؛ آن‌سان كه قرآن تصريح كرده است . 2 . جبرئيل تنها ، معانى را فرود آورد و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، خود ، آن را به ساختار عربى درآورد ؛ چرا كه خداى تعالى فرمود : « نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ » « 3 » ؛ « روح الامين آن را بر قلبت نازل كرد . » نيز فرمود : « فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ » « 4 » ؛ « او ( جبرئيل ) به

--> ( 1 ) . مانند آيات « طه . ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى » ( طه ( 20 ) 1 و 2 ) ؛ « طه ، قرآن را بر تو نازل نكرديم تا به رنج افتى . » ؛ « وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ » ( شورى ( 42 ) 17 ) ؛ « و تو چه مىدانى ؛ شايد رستاخيز نزديك باشد . » ( 2 ) . ابوبكر ، محمد بن يمان سمرقندى ( متوفاى 268 ) ، فقيه و متكلم حنفى . ( 3 ) . شعراء ( 26 ) 193 و 194 . ( 4 ) . بقره ( 2 ) 97 .