الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
62
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
پديدهء تداعى معانى خطورات فكرى را - كه واردات قلبى ناميده مىشوند - مىتوان با پديدهء تداعى معانى ( مطلبى كه با كمك مطلبى ديگر ، به ياد مىآيد ) « 1 » تفسير كرد . گاه ، به ذهن انسانهاى بزرگ ، انديشههايى لطيف و نظراتى دقيق پيشى مىگيرد كه تنها خاستگاه آن ، تلاوت آياتى است كه به گوش آنان رسيده و ناگاه ، به مناسبت ، لطايفى - كه انديشههايى ظريف است - به ذهنشان خطور مىكند ؛ بى آن كه مدلول ذاتى كلام باشد ؛ البته جزو مفهوم عام كلام است . چه بسيار انديشههاى تازه و نكتههاى لطيفى كه به مجرد روبهرو شدن با حادثه يا مشاهدهء رويدادى ، به ذهن خردمندان خطور مىكند و آنان را متوقف ساخته و حجت خود را بر ايشان تمام كرده است ؛ آنسان كه درسها و عبرتهايى از آن برگرفتهاند . همچنين گاه ، گوش فرا دادن به تلاوتى يا قرائت آيهاى ، مكارم اخلاق و مبادى آداب را به يادشان مىآورد . همهء اينها از قبيل تداعى معانى و خارج از دلالت خود لفظ مىباشد ، بلكه مطلبى است كه گاه ، با مطلبى ديگر به ياد آورده مىشود ؛ حتى اگر ضد آن باشد ؛ چه رسد بدان جا كه نظير آن [ به ذهن ] آيد . براى نمونه هنگامى كه عارف سالك ، به اين خطاب خداى تعالى به موسى و هارون ، گوش فرا مىدهد : « به سوى فرعون برويد كه طغيان كرده است . با او سخنى نرم گوييد ؛ شايد كه پند پذيرد يا بترسد » ، « 2 » بى درنگ ، ضرورت تهذيب نفس و بازداشتن آن از طغيان و نافرمانى ، به ذهنش تبادر مىكند . پس اين گونه خويشتن را مخاطب مىسازد : تو را چه شده است كه از فرعونِ طغيانگر نفس خود غافل شدهاى ؟ نزد آن برو و همهء توانت را در تهذيب و رياضت آن فراهم كن و با نرمش ، با آن مدارا كن ؛ باشد كه پند گيرد و باز ايستد و به راهنمايىهاى عقل حكيم تن در دهد .
--> ( 1 ) . بر اساس تعبير ابن صلاح كه در ادامه ، سخن وى خواهد آمد . ( 2 ) . « اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى . فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى » ( طه ( 20 ) 43 و 44 ) .