الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
60
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
[ م / 37 ] وابصة بن معبد از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء نيكى و گناه پرسيد . حضرت فرمود : « اى وابصه ، از دلت بپرس . كار خوب ، آن است كه جان و دل بدان آرامش مىيابد و گناه ، آن است كه بر دلت ( نفْست ) تأثير مىنهد و در سينه ، سرگردان باشد ( عقل در آن ترديد كند ) ؛ هرچند مردم ، آن را براى تو تجويز كنند . » « 1 » اين دل ، خود ، زبانى ويژه دارد ؛ چنان كه وضع و عقل ، هر كدام ، زبان خاص خود را دارند . اگر زبان وضع ، با الفاظ درك مىشود و با واژگان بيان مىگردد ، زبان دل با ذوق و اشراق درك مىشود ؛ چيزى كه بيانِ آن در قالب الفاظ و عبارات نمىگنجد ، بلكه با رمزها و اشارهها مىتوان آن را برنمود . افزون بر آن ، اين اشارات - كه واردات قلبى را بيان مىكنند - واقعيتى مشروع دارند كه اين حديث مأثور ، آن را تأييد مىكند : « هر آيه ، ظهر و بطنى و حدّ و مطلعى دارد . » بنابراين صاحبدلان ، پيروِ شريعتاند و نه بدعت گذار . خداوند آنها را ويژهء اسرار خود ساخته و ملكوت انوارش را به آنان سپرده است تا در دل تاريكىها ، چراغهاى هدايت باشند . « 2 » سعد الدين تفتازانى مىگويد : « اين اعتقاد برخى از محققان برآمده از كمال ايمان و خلوص عرفان است : نصوص ، به ظواهر خود باز مىگردد و با اين حال ، در آنها اشاراتى پنهان به نكاتى دقيق وجود دارد كه بر اهل سلوك ، آشكار مىگردد ؛ اشاراتى كه تطبيق آنها بر ظواهر مقصود ، امكانپذير مىباشد . » « 3 » بنابراين اشاره « 4 » ، ترجمان تجلىها و مشاهداتى است كه در دلها افكنده مىشود و اشارتى به افاضهء اسرار و ظرايف سخن خدا و رسول است كه خداوند بر آفريدگان به گزيدهاش عطا مىكند . استاد حسن عباس زكى در مقدمهاش بر تفسير قشيرى مىگويد : از اين جاست
--> ( 1 ) . مسند احمد ، ج 4 ، ص 228 . ( 2 ) . بنگريد به : الموافقات ، ج 3 ، ص 382 . ( 3 ) . شرح عقايد نسفيه ، ص 120 . ( 4 ) . [ تفسير باطنى ] .