الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
543
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
[ مىپرستيم ] . نه ما به سخن دهرى مذهبان معتقديم كه اشياء ، آغازى ندارند و دائمى هستند و نه به سخن دوگانه پرستان كه نور و ظلمت را مدبر امور مىدانند ؛ نه به سخن مشركان عرب كه گويند : بتهاى ما ، خدايان هستند . ما چيزى را با تو شريك نمىدانيم و جز تو ، خدايى را نمىخوانيم ؛ آن سان كه آن گروه كفار معتقدند و بسان يهود و نصارا نمىگوييم كه تو فرزندى دارى . تو از اين گونه پندارها ، بسى بلند مرتبهتر هستى . » « 1 » [ 1 / 521 ] طبرسى در مجمع ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چنين روايت كرده است : « خداى تعالى با فاتحة الكتاب بر من منّت نهاد . . . « إِيَّاكَ نَعْبُدُ » خالص ساختن عبادت است و « إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » بهترين چيزى است كه بندگان با آن ، حوائج خود را درخواست كردند . » « 2 » [ 1 / 522 ] عياشى از حسن بن محمد جمّال از يكى از اصحاب ما روايت كرده است كه امام صادق عليه السلام با مردى قدرى مذهب ، نزد عبد الملك بن مروان بودند . مرد قدرى به امام صادق عليه السلام گفت : « هر چه مىخواهى بپرس . » حضرت به او فرمود : « سورهء حمد را بخوان . » وى شروع به خواندن سورهء حمد كرد تا به اين آيه رسيد : « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » . امام عليه السلام به او فرمود : « وقف كن . از چه كسى يارى مىجويى ؟ چه نيازى به كمك خواهى دارى ؛ اگر امر به تو واگذار شده است ! « فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ » « 3 » ( پس آن كه كفر ورزيده بود ، مبهوت ماند . خداوند قوم ستم كار را هدايت نمىكند . ) « 4 »
--> ( 1 ) . نور الثقلين ، ج 1 ، ص 20 ؛ احتجاج ، ج 1 ، ص 25 ؛ كنز الدقائق ، ج 1 ، ص 63 و 64 ؛ بحار الانوار ، ج 9 ، ص 266 . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 72 ؛ بحار الانوار ، ج 82 ، ص 21 . ( 3 ) . بقره ( 2 ) 258 . ( 4 ) . عياشى ، ج 1 ، ص 37 ؛ بحار الانوار ، ج 89 ، ص 239 و 240 و ج 5 ، ص 55 و 56 .