الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

222

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

محمود بن غَيْلان « 1 » روايت كرده است كه وى گفت : از مؤمّل « 2 » شنيدم كه مىگفت : « پيرمردى روايت ابىّ بن كعب دربارهء فضايل سور قرآن را براى من بازگو كرد . از او پرسيدم : چه كسى آن را به تو گفته است ؟ گفت : " مردى در مدائن كه زنده مىباشد . " نزد وى رفتم و از او پرسيدم : چه كسى اين حديث را براى تو روايت كرده ؟ گفت : " پيرمردى در واسط كه زنده است . " پس به سراغ او رفتم . وى گفت : " پيرمردى در بصره برايم بازگو كرد . " نزد او رفتم ، گفت : " پيرمردى در آبادان . " نزد مرد آبادانى رفتم . وى دست مرا گرفت و به خانه‌اى بُرد كه در آن‌جا گروهى از متصوّفه گرد آمده بودند و مرشدى همراه آنان بود . گفت : " اين مرد برايم نقل كرده است . " از او پرسيدم : اى شيخ ، چه كسى آن را براى تو بازگو كرده است ؟ گفت : " هيچ كس ، ولى ما ديديم مردم از قرآن روى گردان شده‌اند ، پس اين حديث را براى آنان جعل كرديم تا آنان را به سوى قرآن برگردانيم . " » « 3 » ابن ابى داوود در كتاب « فضائل القرآن » ، از طريق محمد بن عاصم روايت كرده است كه وى گفت : « شبابة بن سوّار « 4 » از مَخلَد بن عبد الواحد از على بن زيد و عطاء ، از زِرّ بن حُبَيش از ابى بن كعب نقل كرد كه . . . » و حديث پيش گفته را آورده است . خطيب نيز آن را از ابن رزقويه از ابن سماك از عبداللَّه بن روح مدائنى از شبابه روايت كرده است . جلال الدين سيوطى گويد : « از طرق باطل آن ، طريق هارون بن كثير از زيد بن اسلم از پدرش از ابى أمامه از ابىّ بن كعب مىباشد . » « 5 » ابن عدى آن را در الكامل آورده و گفته است : « هارون بن كثير ، پيرمردى

--> ( 1 ) . ابو احمد مروزى كه ساكن بغداد بود . وى ثقه است . ( تقريب التهذيب ، ج 2 ، ص 233 ) . ( 2 ) . وى ابن اسماعيل ، ابو عبد الرحمان بصرى است كه ساكن مكه بود . او بسيار راست‌گو و در سنت ، سخت‌گير بود . ابن حبّان وى را در ثقات ياد كرده است . ( تهذيب التهذيب ، ج 10 ، ص 381 ) . ( 3 ) . الموضوعات ، ج 1 ، ص 239 - 241 . ( 4 ) . مدائنى ، در اصل از خراسان . وى ثقه و حافظ مىباشد . ( تقريب التهذيب ، ج 1 ، ص 345 ) . ( 5 ) . اللئالى المصنوعه ، ج 1 ، ص 227 .