الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
209
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
كشّى مىنويسد : « يحيى بن عبد الحميد حِمّانى « 1 » در كتاب خود - كه براى اثبات امامت امير مؤمنان عليه السلام تأليف كرده - نوشته است كه از شريك « 2 » دربارهء گروههايى پرسيد كه جعفر بن محمد را ضعيف در حديث مىپنداشتند . وى گفت : " جريان را براى تو باز مىگويم . جعفر بن محمد مردى صالح ، مسلمان و پرهيزگار بود ، اما گروهى نادان اطراف او را گرفتند و پيوسته با او رفت و آمد مىكردند و از وى نقل حديث مىكردند ؛ در حالى كه آن احاديث ، همگى ، منكر ، دروغ و از زبان جعفر ساخته شده بود . آنان از اين راه نان مىخوردند و از مردم پول مىگرفتند و از اين طريق ، هر حديث منكرى را نقل مىكردند . عموم مردم اين احاديث را مىشنيدند و برخى گمراه مىشدند و برخى انكار مىكردند . مفضّل بن عمر « 3 » ، بيان ، عمرو نبطى « 4 » و ديگران از جملهء اين راويان بودند كه از جعفر نقل مىكردند : معرفت امام ، از روزه
--> ( 1 ) . حِمّانى ، منسوب به بنى حِمّام ، قبيلهاى از تميم است كه در كوفه اقامت گزيدند . وى ، حافظ ابو زكريا ، يحيىبن عبد الحميد بن عبداللَّه بن ميمون بن عبد الرحمان حِمّانى كوفى ، صاحب مسند كبير است . او از مشايخ حديث و ثقه بود . به گفتهء ابن حجر ، او اظهار تشيّع مىكرد . ابو داوود دربارهء حديثى از عثمان ، از وى پرسيد . وى گفت : « مگر عثمان را دوست دارى ! » دارمى گويد : « از ابن معين شنيدم كه ابن حمّانى ، راستگو و در كوفه ، مشهور است . آنچه دربارهء امثال ابن حمّانى گفته مىشود ، از سر حسد است . » نيز گفت كه او راستگو و ثقه مىباشد . او نخستين فرد كوفى بود كه مسندى را گرد آورد ، بدين جهت بر فضيلت و پيشآهنگى وى حسد مىورزيدند . او از شريك نخعى هفت هزار حديث در دست داشت كه بسيارى را از وى شنيده و درخواست املا كرده بود . سهل بن متوكل گويد : « از احمد دربارهء حمّانى پرسيدند ؛ گفت : " او حديث را شنيده و با مردم هم نشين بود . گروهى دربارهء او سخنانى مىگويند ؛ من نمىدانم چه مىگويند ! » مرّه گويد : « مردم دربارهء او ، بسيار گفتهاند و آن را جز از سلامت درون او نمىدانم . » ( تهذيب التهذيب ، ج 11 ، ص 243 ) . ( 2 ) . شريك بن عبداللَّه نخعى كوفى ، قاضى پرآوازه . وى نيكوگفتار و از پرروايتترين راويان بود . وكيع گويد : « هيچ يك از كوفيان پرروايتتر از شريك نبود . » وى در سال 90 زاده شد و در سال 177 درگذشت . ساجى گويد : « او به تشيّع مفرط نسبت داده مىشود . او فقيه بود و على عليه السلام را بر عثمان مقدّم مىداشت » ، از اين رو مورد انتقاد قرار گرفت . ( تهذيب التهذيب ، ج 4 ، ص 333 ) . ( 3 ) . شايد در وى غلوى بوده ، ولى بازگشته و توبه كرده و از دوستداران مورد اعتماد گشته است . وى موردتوجه امام صادق عليه السلام و پناه شيعيان در كوفه بود ؛ تا اين كه خداى ، جانش را گرفت و وارد رضوان خود كرد . ( 4 ) . شرح حال « بيان تبّان » گذشت ، اما عمرو بن نبطى شناخته شده نيست .