الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
196
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
نوع دوازدهم : [ روايات جعلى ] كسى كه نگاشتههايش از بين رفته و از كتابهاى ديگران حديث بازگو مىكند ، ولى مىپندارد از كتابهاى خودش است . نوع سيزدهم : [ جعل ] كسى كه اشتباههايش بسيار و آشكار شده است ؛ بهگونهاى كه واقعيت را وارونه مىسازد : [ روايات ] چنين شخصى سزاوارِ رها شدن است ؛ هرچند ثقه و صالح بنمايد ؛ زيرا هر گاه بر عادل ، نشانههاى ضعف غالب گردد ، سزاوار ترك مىشود . نوع چهاردهم : [ روايات ساختگى ] كسى كه گرفتار فرزند يا نويسندهاى بد شده است كه با وجود اعتماد استاد بر او ، به نام وى حديث جعل مىكند ، سپس بر او قرائت كرده ، مىگويد : اين از احاديث توست . استاد نيز فريب خورده ، آن را باز مىگويد . استاد ، خود ، ثقه است ، ولى به سبب نزديكانش ، متهم به درآميختن و تزوير مىگردد . عبداللَّه بن ربعه قُدامى « 1 » در مصّيصه « 2 » فرزند بدى داشت كه احاديثى را از مالك ، وارد روايات او مىكرد .
--> ( 1 ) . عبداللَّه بن محمد ربيعة بن قدامة قدامى مصّيصى . ابن حجر گويد : « وى يكى از ضعفا مىباشد كه از مالكمطالب ناروايى روايت كرده است ؛ براى نمونه از جعفر ين محمد از پدرانش نقل كرده است : فاطمه عليها السلام شبانگاه از دنيا رفت و ابو بكر و عمر و گروهى بسيار آمدند . ابو بكر به على عليه السلام گفت : " جلو بايست و نماز بگزار . " حضرت گفت : " نه به خدا سوگند ، جلو نمىايستم ؛ در حالى كه تو خليفهء رسول خدا هستى . " پس ابو بكر جلو ايستاد و چهار تكبير گفت . » ابن عدى گويد : « عموم احاديث وى محفوظ نيست . » ابن حبّان گويد : « وى اخبار را جا به جا مىكرد و شايد بيش از صد و پنجاه حديث مالك را دگرگون كرده باشد . » وى از ابراهيم بن سعد نسخهاى [ از يك روايت ] نقل كرده كه بيشتر آن مقلوب است . حاكم و نقّاش گفتهاند : « وى از مالك احاديث جعلى روايت كرده است . » خليلى مىگويد : « او احاديث ضعيفى را از اصحاب زهرى برگرفت و آن را از مالك روايت كرد . » ابو نعيم اصفهانى گويد : « وى روايات منكرى را نقل كرده است . » ( لسان الميزان ، ج 3 ، ص 334 ) . ( 2 ) . مصّيصه شهرى است در ساحل جيحان از حدود شام ، بين انطاكيه و سرزمين روم ، نزديك طرسوس . ( معجم البلدان ، ج 5 ، ص 144 ) .