الشيخ محمد هادي معرفة
99
علوم قرآنى (فارسى)
جنگهاى صدر اسلام ثبت شده ، رواياتى كه دربارهء فتنههاى آخر الزمان گفته شده ورواياتى كه دربارهء تفسير وتأويل قرآن آوردهاند » . امام بدر الدين زركشى از برخى محققين نقل مىكند : « مقصود بيشترين روايات در اين باره قابل اعتماد نيست ، نه اين كه همهء آنها قابل اعتماد نباشند » « 1 » . معروفترين كسى كه در اين باره رواياتى جمعآورى كرده است ، أبو الحسن علىّ بن أحمد واحدى نيشابورى ( متوفاى 468 ) است كه جلال الدين سيوطى ( متوفاى 911 ) بر أو خرده گرفته ومىگويد كه در فرآهم كردن روايات ضعيف همت گماشته ، صحيح وسقيم را به هم آميخته وبيشتر روايات خود را از طريق كلبى از أبى صالح از ابن عباس آورده است كه جدّا واهى وضعيف است « 2 » . . . سپس خود سيوطى در اين زمينه رسالهاى نگاشته به نام لباب النقول ( برگزيدههاى منقول ) كه خود نيز در انتخاب روايات از روايتهاى ضعيف ، مصون نمانده است . مثلا دربارهء آيهء « وَإِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ ، وَاصْبِرْ وَما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ ، إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ » « 3 » نوشته است كه پيامبر صلّى اللّه عليه وآله آنگاه كه بر سر نعش حمزه ايستاد وأو را بدان حالت زار يافت ، فرمود : « لأمثّلنّ بسبعين منهم مكانك ؛ هرآينه با هفتاد نفر از آنان ( قريش ) همان كنم كه با تو كردند - بريدن گوش وبيني وپاره كردن شكم » . آنگاه جبرئيل اين آيات را نازل نمود وأو را از اين كار منع كرد « 4 » . . . در حالي كه سورهء نحل از سورههاى مكي است . سالها پيش از جنگ أحد كه در مدينه در سال چهارم هجرت اتفاق افتاد ، نازل شده است . به علاوة از مقام پيامبر صلّى اللّه عليه وآله كه تربيتشدهء آيين اسلام است وهمواره عدل وانصاف را در زندگى خود پيش گرفته ، كاملا به دور است كه چنين انديشهء ناعادلانهاى را به خود راه دهد . آرى آيات فوق در مكة موقعى كه مسلمانان مورد شكنجهء كفار بودند نازل شد كه هرگز تجاوز نكنيد وبهتر است شكيبا باشيد « 5 » .
--> ( 1 ) البرهان ؛ ج 2 ، ص 156 . ( 2 ) ر . ك : لباب النقول در حاشيهء جلالين ؛ ج 1 ، ص 11 . ( 3 ) نحل 16 : 128 - 126 . ( 4 ) ر . ك : لباب النقول در حاشيهء جلالين ؛ ج 1 ، ص 213 . ( 5 ) ر . ك : التمهيد ؛ ج 1 ، ص 253 - 247 .