الشيخ محمد هادي معرفة
26
علوم قرآنى (فارسى)
3 . القاى وحى به وسيلهء فرشته : جبرئيل پيام الهى را بر روان پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله فرودمىآورد ؛ چنان كه در قرآن آمده است : « نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ » « 1 » و « فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ » « 2 » . امكان وحى وحى در واقع نوعي برقرارى رابطه ميان ملأ أعلى ومادّهء سفلى است واز همين رو اين پرسش مطرح شده است كه چگونه اين رابطه برقرار مىشود ؛ در حالي كه سنخيّت ( همتايى وتناسب ) بين رابط ومربوط شرط است ؟ به علاوة صعود ونزول ومقابله مستلزم تحيّز ( جهت داشتن ) است ، حال آنكه جهان ورأى مادة داراى تجرّد محض ( عارى از صفات جسماني ) است . برخى روشنفكران غربزده كه به اصطلاح گرايش ديني پيدا كردهاند ، با نگاهى نو به پديدهء وحى مىگويند : آنچه پيامبران با نام وحى عرضه كردهاند ، انعكاس أفكار درونى آنان است . پيامبران مردانى خيرانديش واصلاحطلب بودهاند كه خيرانديشى درونشان به صورت وحى وگاه به صورت ملك تجسم يافته وگمان بردهاند كه از جايگاهى ديگر بر آنان الهام شده است . وبدين سبب برخى نادرستىها كه در گفتهها ونوشتههاى آنان يافت مىشود ، بديهي وطبيعي است ؛ زيرا ساختار فكرى وانديشهء چنين مردانى مولود محيط وجوّ حاكم بر أفكار وعقايد مردم آن زمان است . از همين رو در گفتارشان برخى باورهاى زمان خويش را آوردهاند كه سپس نادرستى آن ثابت شده است . وگرنه ، خداوند أعلى واشرف از آن است كه نادرستىهايى در سخنش يافت شود « 3 » . ارائهء اينگونه تفسير از جايگاه پيامبران الهى در واقع انكار نبوّت است ، وگوياى اين است كه ارائهكنندگان اين تفاسير يا پيامبران را افرادى سادهلوح فرض كردهاند كه واقعيت را از تخيّلات تشخيص ندادهاند ؛ يا آنان را حيلهگر ودروغگو پنداشتهاند . در حالي كه درستى وصداقت ، بزرگى وجلالت شأن أنبيا بر همگان روشن است .
--> ( 1 ) شعراء 26 : 194 - 193 . ( 2 ) بقره 2 : 97 . ( 3 ) محمد فريد وجدى ؛ دائرة معارف القرن العشرين ؛ ج 10 ، ص 715 .