سيد حسن آصف آگاه
25
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
به عمل آورده است چنين مىنگارد : مانويان حضرت مسيح را به دو صورت تصور مىكردند : يكى مسيحى كه عموما بنام « مسيح تابان » خوانده مىشود و از ايزدان مانوى است كه در دورهء سوم خلقت براى نجات آدمى از خداوند نخستين ( شهريار بهشت روشنايى ) منبعث مىشود . ديگر مسيح فرزند مريم است كه به دست يهودا كشته شد و سرگذشت او نشانى از سرگذشت ارواح پاك است كه در اين جهان تاريكىبردار ماده ( ظلمت ) ، رنج مىبرند . سوگوارى بر مسيح ، با اين تعبير مجازى در آثار مانوى مكرر ديده مىشود . به عبارت ديگر مانويان حضرت عيسى عليه السّلام را به دو وجه درنظر مىآورند : يكى عيسى پسر مريم ، ديگر بهصورت يكى از خدايان مانوى ، « شهريار روشنايى » كه ساير خدايان از تجلى وى منبعث مىشوند ، سه ايزد پديد مىآورد كه نخستين آنها « عيسى » است . همين عيسى است كه به موجب متون مانوى منجى بشر است ؛ بر « آدم » ظاهر مىشود و او را از خواب غفلت بيدار مىكند و حال او و چگونگى خلقت را بر وى آشكار مىسازد . باز همين ايزد است كه گاه با « نور » يكسان فرض شده است و در ماه مسكن دارد ، و ذرات وجودش در اين عالم پراكنده است و از گرفتارى در چنگ ظلمت ( ماده ) رنج مىبرد و از اينرو با عيسى معذّب ) silibitaP suseJ ( عيسويان برابر است . به نقل از : ثنويان در عهد باستان ، جلالى نائينى 1384 ، ص 235 - 236 .