سيد حسن آصف آگاه
8
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
بنابراين حتى اگر فرض كنيم اوستاى اوليه بر 12000 پوست گاو وجود داشته و تماما گفتهها و آموزههاى اشو زرتشت بوده است ، باز بنابر روايات پس از حملهء اسكندر از بين رفته و دوباره در دوران ساسانى جمعآورى شده و پس از آن اين مجموعهء مقدس در چند نوبت و توسط افراد مختلف جرح و تعديلهاى بسيارى در آن راه يافته است . بنابراين آيا مىتوان اين سؤال را مطرح نمود : چگونه مىتوان به اوستاى متأخر كه امروزه در ميان زرتشتيان مطرح و تماما پس از نفوذ و گسترش اسلام تهيه و تدوين شده ، و در سراسر آن ردپاى افكار و عقايد اسلامى آشكارا مشاهده مىشود ، بهعنوان يك منبع دست اول و قابل اعتماد ( مثلا در موضوع موردنظر ما يعنى موعود ) استناد نمود ! ؟ در بخشى ديگر با عنوان « از ايران زرتشتى تا ايران اسلامى » به علل شكست و مغلوبيت ملت ايران در برابر تازيان و دين جديد پرداخته شده تا خوانندهء محترم به علل اصلى تغييرات راه يافته در دين زرتشتى و به تبع آن در اوستاى متأخر موجود و كتب پهلوى هرچه بيشتر و بهتر آگاه شود . در ادامه در بخشى با عنوان « دستكارى در متون زرتشتى » نشان دادهايم چگونه در قرون نخستين اسلامى ، روحانيون و كاتبان زرتشتى از سر اجبار در متون جمعآورى شده در زمانهاى مختلف جرح و تعديلهاى بسيارى انجام دادند تا اين كتاب مقدس و روايات آن بيش از پيش با نيازهاى زمان همسو گردد . در اين دوران روحانيان و موبدان در شاخوبرگ دادن و جعل روايات متون اوستايى تا آنجا پيش رفتند كه مىخواستند از يكسو به مردم و پيروان دين بهى ، آسمانى بودن ، قدمت ، اصالت و اعتبار معنوى دين و بنيانگذار آن را گوشزد نمايند و از ديگرسو نشان دهند كه اوستا در اين موارد نيز با داستانهاى مشهور اسلامى هماهنگ و همسو بوده و به اصطلاح اوستا چيزى از كتاب آسمانى مسلمانان كم ندارد . به عبارتى ديگر اين موبدان درصدد بودند تا به پيروان دين خويش و نومسلمانان بقبولانند در حقيقت دين اسلام پيامآور اصول و دستورات تازهاى نيست و هر آنچه در قرآن آمده ، قبلا و به شكلى ديگر و بعضا بهتر و كاملتر در اوستا ذكر شده است . در اينجا بود كه موبدان به شدت كمبود و نبود اوستاى مكتوب ( هرچند بنابر روايات اگر در گذشته چنين چيزى موجود بوده باشد ) را احساس كردند ، و در نتيجه بين سدههاى دوم تا چهارم هجرى موبدان مشهورى چون آذرفرنبغ فرخزادان ، اميد اشوهيشت و دو برادر منوچهر و زادسپرم جوان جمان و ديگران دست به تهيه و نسخهبردارى از كتب مقدس و مجموعهاى از تعاليم و احكام دينى در متون و رسالاتى به زبانهاى فارسى ميانه ( پهلوى ) و فارسى نو جهت استفادهء پيروان دين بهى زدند ، و در اين راه اجبارا يا از سر آگاهى و سياست و دخيل كردن سلايق شخصى تا آنجا كه مىتوانستند در اين متون و روايات دخل و تصرف نمودند تا با انجام تغييرات در دين باستانى ، مشتركاتى خلق كنند كه بيش از پيش نشاندهندهء اصالت و الهى بودن دين زرتشت باشد . به