سيد حسن آصف آگاه
277
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
كشور بيرون رانده و امنيت و صلح و عزت گذشته را به ارمغان آورد . در متن بهمن يشت ( آنچنانكه امروزه در دست است ) بهطور كلى از پنج نجاتدهنده نام برده شده است . سه تن از آنها يعنى پشوتن ، سوشيانس و هوشيدر از شخصيتها و چهرههاى نجاتبخش اساطيرى هستند و دو تن ديگر يعنى بهرام پنجم و شاپور از پادشاهان ساسانى بهشمار مىروند . بنابراين مىتوان گفت كه متن اين پيشگويى در طول زمان دستكم پنجبار متوالى دستكارى و تحريف شده ، كه ظاهرا قديمىترين مورد آن از قرن پنجم بعد از ميلاد جلوتر نبوده است . ساموئيل ك . ادى در اينباره مىگويد : « اگر تصور كنيم كه پيشگويى اصلى دربارهء چهار پادشاهى در آغاز دورهء ساسانيان ، دستكم چهاربار مورد تغيير و تبديل قرار گرفته ، و بهصورت پيشگويى دربارهء هفت پادشاهى بيرون آمده است ، بر خطا نرفتهايم . اين تغيير و تبديل تقريبا تا قرن سيزدهم ادامه داشته ، زيرا چنانكه ا . و . وست نشان داده ، 27 هجوم اعراب و تركان به ايران چنان تغييراتى را ضرورى ساخته بوده است » . 28 اكثر اوستاشناسان و مفسران و از جمله وست معتقدند كه بهمن يشت دستكم در عهد ساسانى به تأليف درآمده و پس از آن در چندين نوبت بازسازى و بازنويسى شده است . و باز ك . ادى در اين خصوص مىنويسد : « در اين رساله ( بهمن يشت ) مكررا و به طرزى نامطلوب براى بيان حملات روميان ، مسلمانان و تركان دست برده شده است . براى بر طرف كردن تشويش و بههمريختگى كه از اين لحاظ ايجاد مىشده ، لازم بوده كه چندين بار متن ويراسته شود ، و تعبير و توضيحى بر آن افزوده گردد و گمان مىكنم كه اين امر در زمان ساسانيان شده باشد » . 29 در اينجا آقاى ساموئيل ك . ادى مرتكب اشتباه فاحشى شدهاند . اگر صحبت از حملهء اعراب و مسلمانان به ايران است پس چگونه به اين نتيجه رسيدهاند كه اين تغييرات در زمان ساسانيان انجام شده است . آيا صحيحتر اين نيست كه بگوييم صورت نهايى اين تغييرات سالها پس از تاختوتاز اعراب و شكست اقتدار ملى پادشاهى ايران ساسانى به وقوع پيوسته است . از آنچه گذشت آيا مىتوان اين پرسش را مطرح نمود كه « آيا موعودهاى سهگانه مطرح در دين زرتشتى دستاورد موبدان و روحانيانى است كه از قرن سوم و چهارم هجرى به بعد در متون پهلوى راه يافته است ؟ » مثلا در متن بهمن يشت با آنكه در هردوره و به مقتضاى زمان و تحريفات انجام شده نجاتبخش گاه پشوتن ، گاه سوشيانس و گاه هوشيدر ناميده مىشود ولى با اين همه هميشه از يك فرد به عنوان موعود و نجاتبخش ياد شده است . در اين رساله پشوتن ، مسيحاى جنگاور و موعود نجاتبخش اصلى پيشگويى بوده ، ولى بعدها با افزوده شدن نام ديگر شخصيتها به متن ، وى به ناچار تغيير مقام و جايگاه داده و بهصورت موجودى ماورايى و فوق طبيعى كه منصب موبد موبدان را در دين احياشدهء زرتشتى دارد ، خودنمايى مىكند . 30 يكى از وظايف مهم نجاتبخشان كه از نسل فرمانروايان باستانى ايراناند ، بيرون