سيد حسن آصف آگاه

251

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

علل گرايش ايرانيان به اسلام ايرانيان طى سه مرحله به اسلام گرويدند : نظامى ، شهرى و روستايى . 30 مرحلهء نظامى شامل اولين سال‌هاى فتوحات اعراب است . هرچند در آن زمان بيش از چند نفر زرتشتى اسلام نياوردند ، با اين همه عوامل و محرك‌هاى خاص براى گرويدن سايرين فراهم بود . در آن زمان و پس از آن - گروش طبقات مختلف اجتماع ايرانى - زرتشتى به دين جديد را مىتوان بنا به علل متفاوتى چون آزادى ، ثروت ، ايمان و يا نااميدى مردم از فرهنگ آيينى گذشتهء خويش دانست . فرايند پيوستن هنگامى آغاز مىشد كه زرتشتيان به‌صورت گروهى يا فردى دچار بحرانى مىشدند و اين امر معيارى صحيح براى دورهء پس از آن بود . آن بحران ، چه داخلى و چه خارجى ، چه روانى و چه اجتماعى ، چارچوبى اساسى را كه جامعه يا فرد در آن احساس امنيت مىكردند ، سست مىكرد . به اين ترتيب ، ايرانيان ضربه‌پذير و حيران و با ذهنى آشفته در معرض نفوذ دستاوردها و مفاهيم دينى جديد قرار گرفتند كه مسلمانان عرب مهاجم معرفى كرده بودند . آنان از يك‌سو نااميدانه ترجيح دادند پذيراى دينى باشند كه برترى خود را با پيروزى سياسى به اثبات رسانيده بود ، و از سويى در دين جديد امكانات تازه‌اى يافتند كه عالىترين مفاهيم را نه‌تنها به عنوان نوعى نيايش و پرستشگرى ، بلكه به عنوان طريقه‌اى براى زندگى ، به ايشان مىبخشيد ، بنابراين خود را تسليم اسلام كردند . مرحلهء دوم گرويدن ايرانيان به اسلام مربوط به ساكنان شهرها بود . براساس داستان‌ها و روايات به‌جامانده در كتاب‌هاى مختلف چون تاريخ‌هاى محلى و وقايع‌نامه‌ها ، اين مرحله ظاهرا بين سده‌هاى دوم تا چهارم هجرى از اهميت بيشترى برخوردار بوده است . برعكس شهرهاى ماوراء النهركه به‌صورت صحنه‌اى براى شدت عمل به منظور تغيير دين درآمد ، در جاهايى چون عراق ، آذربايجان ، خوزستان و سيستان به‌صورت محيطهايى آرام و منطقى براى پذيرش نسبتا مسالمت‌آميز و غالبا داوطلبانهء اسلام هم از سوى افراد و هم از سوى گروه‌هاى كوچك زرتشتيان درآمد . هرچند در اين دوران تغيير دين طى سده‌هاى دوم ، سوم و چهارم هجرى ، به ميزان كمترى در شهرهاى كوچك و نيز روستاها اتفاق افتاد ، اما اقدامات گروه‌هاى زرتشتى به‌هم پيوسته غالبا نومسلمانان ايرانى را مجبور مىكرد به شهرهايى نقل مكان كنند كه در آنها ساير مسلمانان مىتوانستند امنيت مادى و فرصت‌هاى اقتصادى به دست آورند . در حقيقت همين نقل مكان‌هاى دسته جمعى نومسلمانان روستايى به نواحى شهرى ، بازگوكنندهء علت اساسى توسعه و پديد آمدن شهرهاى بزرگ اسلامى در ايران طى نخستين سده‌هاى اسلامى است . مرحلهء سوم و نهايى اين تغييرات اساسى در فرهنگ و دين ايران و ايرانى ، گرويدن