سيد حسن آصف آگاه
247
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
بپذيريم كه جمعى از موبدانى كه از هر لحاظ به حافظه و صحت دانش آنان اطمينان بوده با دقت انتخاب شده و آنان اوستايى را كه از پدران و اجداد خود آموخته و به حافظه سپرده بودند به كاتبان ديكته نمودهاند . تا زمانى كه دلايل و شواهد تازهترى بدست نيامده بايد اشتباهات و نارسايىهاى موجود را به اين توجيه نمائيم كه موبدان براى استفادهء خود متنى قديمى از اوستا را به الفبايى كه فقط در آن حروف صامت به كار مىرفته در دست داشتهاند و از آن براى كمك به حافظه خود استفاده مىنمودهاند » . 17 نيبرگ نيز مىنويسد : « در خود اوستا از فن نوشتن هرگز ياد نمىشود . . . غالبا از بازخوانى گاهان و نيايشهاى مقدس سخن مىرود ، اما كوچكترين اشارهاى به اين نكته نيست كه اين نيايشها از روى كتابهايى خوانده مىشده است ، . . . برپايه همين واقعيت مىتوانيم حدس بزنيم كه متنهاى اوستايى در زمانهاى كهن فقط زبانى وجود داشته و زبانى روايت مىشده است » . 18 در تأييد سخنان نيبرگ و كسانى چون كاى بار و هنينگ بايد گفت ظاهرا تا مدتها پس از دسترسى ايرانيان به خط و الفبا ، اعتقاد راستين عامه مردم و روحانيون بر آن بود كه متون مقدس اوستايى و حتى احتمالا تفسير آنها « زند » نيز بايد از حفظ تلاوت شود . 19 به همين جهت در آئينها و مراسم و اجراى نيايشهاى مذهبى ، كليه مطالب و ادعيه توسط موبدان از حفظ خوانده مىشوند . اصولا وجه تمايز يك موبد خوب داشتن حافظهاى قوى مىباشد . حفظ كردن و خواندن آيات و متون اوستايى از بر ، امتياز مذهبى بزرگى براى موبدان است و فراموش نمودن آن متون گناهى بزرگ محسوب مىشود . چنانچه در كتاب دينكرد ذكر شده كه « سخن و زبان زنده و گويا مهمتر از نوشته و صورت مكتوب زبان است » . 20 بنابر روايات و كتب تاريخى چنانچه مىگويند خسرو انوشيروان شورايى مركب از علما و رجال دينى عهد خود تشكيل داده و در آن جلسه موبد موبدان 21 قسمت از متون مقدس اوستا را كه بر مبناى حافظه افراد مطمئن نگاشته و تصويب شده بود و ديگر نمىتوانست مورد تغيير قرار گيرد عرضه مىكند . 21 احتمال دارد كه اين 21 قسمت همان 21 نسكى باشد كه در كتاب نهم دينكرد بدان اشاره شده است . براى آنكه اين متون به نحوى صحيح تلفظ و قرائت شود ، الفبايى اختراع نمودند مركب از 48 حرف كه 14 علامت آن براى حروف مصوت به كار مىرفت و مىتوانست هر نوع تلفظ و صدايى را هنگام تلاوت آيات ادا نمايد . مخترعين اين الفبا آنچه از حروف الفباى پهلوى در دوران متأخر ساسانى به كار مىرفت بدون هيچگونه تغييرى اتخاذ نمودند و براى آن اصواتى كه حروف پهلوى بهطور وضوح قادر به بيان و وافى به اداى مقصود نبود و يا اصولا معادل آنها حرفى در آن الفباوجود نداشت با تغيير صورت حروف پهلوى و يا اختراع حروف تازه علامات و حروف جديد به كار بردند . براى ايجاد گروهى