سيد حسن آصف آگاه
150
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
دخت بهمن ، خبرى نيست ؛ ولى در ادبيات پهلوى ما از دو هماى خبر داريم : يكى دخت گشتاسپ و ديگرى دخت بهمن . احتمال بسيار است كه داستان اين هماى گوياى وقايع دورهء اردشير درازدست و فرزندش داريوش باشد ، كه در دورهء ايشان ، اردشير زير تأثير شديد مادرش و داريوش دوم زير تأثير شديد همسرش پروشات بود . ر . ك : همان ، يادداشت 35 كريستن سن دربارهء وى مىنويسد : « هماى [ خمانى و خماى نيز ضبط شده ] لقب « چهرآزاد » ( شريف النسب ) داشت . بنابر روايت مسعودى چهرآزاد اصلا نام مادر هماى بود . حمزه بن الحسن هماى را به نام ديگر يعنى شميران ( - سميراميس simarim ? eS ( خوانده است . تاريخ سلطنت او را حمزه و مسعودى به اختصار حكايت كرده و چنين گفتهاند كه او پس از پدر به سلطنت رسيده و با يونانيان در جنگ بوده و بعد از سى سال پادشاهى برادرش دارا بهجاى او نشست . بنابر قول حمزه اين دارا بريد را در ايران معمول كرد » ( كيانيان ، ترجمهء ذبيح اللّه صفا ، ص 213 - 214 ) ؛ و نيز نگاه كنيد به : تاريخ ايرانيان و عربها ، ترجمهء عباس زرياب ، ص 59 ، يادداشت 29 .