سيد حسن آصف آگاه
147
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
و تخم او آفريده مىشود ( بندهش ، همان ، ص 80 - 81 ) . « چون كيومرث به هنگام درگذشت تخمه بداد ، آن تخمهها به روشنى خورشيد پالوده شد و دو بهر آن را نريوسنگ نگاه داشت و بهرى را سپندارمذ پذيرفت . چهل سال ( آن تخمه ) در زمين بود . با به سر رسيدن چهل سال ، ريباس تنى يك ستون ( ساقه ) ، پانزده برگ ، مهلى و مهليانه ( از ) زمين رستند . درست ( بدان ) گونه كه ايشان را دست بر گوش باز ايستد ، يكى به ديگرى پيوسته ، هم بالا و هم ديسه بودند » ( بندهش ، همان ، ص 81 ) و از اين دو است كه نسل آدمى رواج مىگيرد . لازم به ذكر است كه در متنهاى پهلوى تكيه بر شاهى كيومرث نيست ، بلكه اين نخستين انسان بودن او است كه از اهميت برخوردار است و آنهم درواقع بهصورت يك پيش - الگو و نه يك انسان واقعى . در مقابل ، در شاهنامه ، كيومرث نخستين شاه است . در ادبيات پهلوى كيومرث سى سال زيست مىكند و در شاهنامه سى سال سلطنت ؛ اما اين بدان معنا نيست كه در ادبيات پهلوى ، اشارهاى به شاهى وى نشده باشد . در نامه دينكرد ( مدن ، ص 28 ) آمده است : « آن نخستين پذيرندهء دين از دادار ، كيومرث است كه بن مردم است . او به كنش دين در جهان و سامانبخشى و آراستن و رواجبخشيدن آفريدگان ، نخستين گل شاه بود » . گل شاه ، در اصل گرشاه ، به معناى شاه كوهستان است كه در اثر همسان بودن املاء گل و گر در پهلوى ) lg ( ، گمان رفته است او شاه گل است و آنگاه واژه با هزوارش گل نوشته شده است . براى آگاهى بيشتر و دسترسى به روايات مختلف در منابع گوناگون ر . ك : نمونههاى نخستين انسان و نخستين شهريار ، كريستن سن ، ترجمهء احمد تفضلى و ژاله آموزگار ؛ پژوهشى در اساطير ايران ، ص 49 ، يادداشت 12 و ص 189 ، يادداشت 2 ؛ نجاتبخشى در اديان ، ص 80 ، يادداشت 29 ؛ يادداشت 14 فرگرد دوم همين كتاب ؛ و دايرة المعارف ايرانيكا ، tram ? oyaG ، ج 10 ، ص 345 - 347 و منابع متعددى كه در آن معرفى شده است .