سيد حسن آصف آگاه
137
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
جاماسبنامه فارسى « 1 » به نام ايزد بخشايندهء بخشايشگر مهربان دادگر دستگير نام اين كتاب جاماسپى مىگويند چند خبرى و نشانهاى كه جاماسپ حكيم فرموده است مىنويسم احكام جاماسپ كه از دين به مازديسنان كرده است از زبان پهلوى نقل كرده I RETPAHC 1 . حكيم جاماسب در ايام شاه وشتاسپ بوده است و موبدان موبد و دستور او بود و در آن روزگار به دانايى او كسى نبود روزى گشتاسپ شاه از جاماسپ حكيم پرسيد كه مرا مىبايد كه بگويى كه اين دانايى چگونه به تو رسيده است و از كه آموخته ( اى ) ، و به رنج به دست آورده يا به الهام يزدى يافته ما را از دانايى تو نصيبى بايد و بهره توانى داد يا نه . 2 . حكيم جاماسپ جواب داد كه انوشه باد هزار سال بر هفت كشور زمين پادشاه باش ، اين دانايى از اقبال و ورج تو و خره و سعادت شما شهرياران به من رسيده است و از درياى دانش انوشهروان زرتشت كه چندين سال شاگردى وى كردهام و ( از ) دين حق بهره يافتهام چون شاهنشاه كه جاويد زياد ( زى ) بنده را بزرگ فرمان دهد آنچه طاعت باشد از خداى در برسم و حاجت خواهم تا من بنده را توفيق دهد و به واجب و راستى جواب آن بگويم و خويشتن را از نيكبختان شناسم كه يادگارى از من در جهان بماند كه فايده آن بخامه و عالم رسد و از راستى دين حق آگاه شوند چون در هر روزگار ( ى ) آنچه گويم روشن به بينند و خداى را ستايش و ثنا گويند و من بنده را درود دهند و مزد و فايده از آن جمله شاه را بود آن جهان و اين جهان . 3 . شهنشاه از آن سخن شاد شد و او را آفرين كرد و ايزد عز و جل را نماز برد و گفت شكر و ستايش خداى را كه مرا به اين ، نيكى و فيروزى و ارزانى داشت ، پيغام بر حق و دين بر راست و دستورى چنين در ايام من در جهان پديد كرد كه تا به قيامت مرا نام و مزد و حاصل آمد و شر و فساد ديوان از جهان برداشته شد ، و به كام و فرمان خداى سر بر زمين نهاد و ديرزمان حاجت خواست و شكرهاى بسيار كرد .
--> ( 1 ) . 3091 , yabmoB , txeT naisreP dna dnezaP , ivalhaP , ips ? am ? aJ naisreP , . J . J , idoM