سيد حسن آصف آگاه
119
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
آفريدم ، برو ! گاه دين و پادشاهى را دوباره بياراى ! گناهكاران هنگامى كه تو را ببينند ، بشكنند ( - شكست خورند ) » . 37 . و پشوتن بامى و آذرفرنبغ و آذرگشنسپ و آذربرزينمهر پيروزگر رسد ، و آن دروج پرنيرو را بزند و آن بتكده نشيم ديوان بكند و يزش فراز سازند ، برسم فراز گسترند و دوازده هماست يزند و من دادار را با امشاسپندان بستايند . 38 . اين است آنچه پيش گويم . 39 . پشوتن بامى به اروند و بهرود و اين دههاى ايران ، كه من اورمزد آفريدم ، فراز رسد . هنگامى كه تارتخمگان ، ناشايستان ، او را ببينند ، بشكنند ( - شكست خورند ) . 8 1 . دربارهء بهرام ورجاوند پيداست كه به پرفرهى فراز رسد و ديهيم فراز بندد ، گمارده در مقام موبدان موبدى و مقام داور راست دين و اين دههاى ايران ، كه من اورمزد آفريدم ، دوباره بيارايد . 2 . آزونياز و كين و خشم و شهوت ، رشك و گناهكارى از جهان كاستى گيرد . 3 . گرگ زمان برود و ميش زمان درآيد . 4 . آذرفرنبغ و آذرگشنسپ و آذربرزينمهر را دوباره بهجاى خويشتن بنشانند و هيزم و بوى خوش به داد ( - مطابق رسموآيين ) بدهند . 5 . و گنامينوى گناهكار با ديوان و تارتخمگان گيج و بيهوش باشد . 6 . پشوتن بامى چنين گويد كه : « نابود بادا ديو و پرى ، نابود بادا ديو دروغ و بدى ، نابود باشند ديوان تارتخمه و افزوده بادا ( - كامياب بادا ) اورمزد خداى ، داناترين ، با امشاسپندان ، خدايان نيك ، نيك آفريده شده و فره دين مزديسنان و افزوده بادا زاد و رود رادان و راستان و نيك كرداران . نيك آراينده بادا گاه دين و پادشاهى ! » . 7 . پشوتن بامى فراز رسد با يكصد و پنجاه مرد هاوشت ( - شاگرد ) كه [ جامهء ] سمور سياه دارند ، فراز رسد . تختگاه دين و پادشاهى خويش بگيرند . 8 . اورمزد به زردشت سپيتمان گفت : « اين است آنچه پيش گويم ، هنگامى كه هزارهء زردشتان به سر شود ( - به پايان رسد ) و آغاز [ هزارهء ] هوشيداران باشد ؟ 9 1 . دربارهء هوشيدر پيداست كه در سال يك هزار و هشتصد بزايد ، در سى سالگى به ديدار من اورمزد رسد و دين بپذيرد . 60 2 . هنگامى كه از ديدار [ باز ] آيد ، به خورشيد تيز اسب بانگ