سيد حسن آصف آگاه

117

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

8 . هنگامى كه ستاره اورمزد بالا ، به بالست ( - شرف ) رسد ، ناهيد را فروافگند ، پادشاهى به [ آن ] كى رسد ، سپاه بىشمار مسلّح درفش آراسته‌اند . 9 . بود كسى كه از سيستان و پارس و خراسان گفت ، بود كسى كه از ور ( - حصار ) پدشخوارگر گفت ، بود كسى كه از كوهستان هرات گفت ، بود كسى كه از تبرستان گفت . 10 . و از آن ناحيه كودكى خواهنده 48 [ با ] درفش آراسته و بسيار سپاه بىشمار پدشخوارگر از لشكر و سپاه مسلح ايران‌شهر به پيدايى آمد - كسى بود كه گفت [ ايشان را ] كرد و كرمانى نيز خوانند ، پيدا نيست . 11 . كه به يارى و هم درفشى ( - در زير يك درفش واحد ) شمار بسيارى از خشم تخمگان شيدسپى و هيون فراخ پيشانى آفريده شده ، گرگ دوپا آفريده و ديو دوال كستى را در اين ده‌هاى ايران بكشند . 12 . در كرانه اروند سه كارزار كنند . . . 49 يكى در سپيد بيشه و يكى در دشت نشانه . 50 13 . كسى بود كه در درياچهء سه تخمه گفت ، كسى بود كه در مرو درخشان گفت ، 51 كسى بود كه در پارس گفت - 14 . در پشت شهرهاى ايران سپاه خراسانى بىشمار درفش افراشته‌اند ، كه درفش از پوست ببر ( - سگ آبى ) 52 دارند و درفش ايشان باد و بندوقشان سپيد است . 15 . و سپاه بىشمار تا به سوراخ ديوان بشتابند و چنان بكشند كه [ اگر ] هزار زن پى مردى بينند ، ببويند . 16 . اى زردشت سپيتمان ! هنگامى كه زمان سر شود ، دشمنان چنان نابود شوند ، مانند ريشه درختى كه به يك شب زمستان سرد كه فرارسد ، به يك شب برگ بيفگند . 17 . اين ده‌هاى ايران كه من اورمزد آفريدم ، دوباره بيارايند . 18 . اى زردشت سپيتمان ! گنامينو همراه با ديوان و بدتخمگان و خشم خونين درفش براى تازش بتازد و به پشتى و يارى ديوپرستان و خشم تخمگان رسد . 19 . و من ، دادار اورمزد ، ايزد نريوسنگ ، سروش پرهيزگار را به كنگ دژ ، كه سياوش بامى ( - سياوش درخشان ) ساخت به سوى چهروميان گشتاسپان ( - چهروميان پسر گشتاسپ ) آرايندهء فرّهء كيان و دين راست بفرستم كه : اى پشوتن بامى ! برو به اين ده‌هاى ايران كه من اورمزد آفريدم و هادخت 53 و دوازده هماست را به‌وسيلهء آتش و آب‌ها فراز يز ( - بستاى ) يعنى به‌وسيلهء آتش آب‌ها ، 54 آن‌چه را كه با آتش و آب‌ها پيداست ، فراز يز . 20 . و ايزد نريوسنگ و سروش پرهيزگار از چكاد ( - قله ) به دائيتى به كنگ دژ ، كه سياوش بامى ساخت ، برود و بانگ كنند كه : « فراز رو اى پشوتن بامى ! چهروميان گشتاسپان ، آرايندهء فرّهء كيان و دين راست . فراز رو به اين ده‌هاى ايران ، كه من اورمزد آفريدم ، گاه ( - تخت ) دين و پادشاهى 55 را دوباره بياراى ! » . 21 . ايشان به