السيد محسن الخرازي (مترجم: امين زاده)
74
سخنى پيرامون توسل (فارسى)
مىكرد ، ولى عثمان نسبت به او بىالتفات بود و توجّه به نيازش نداشت ، آن مرد در ملاقاتى با ابن حنيف از عثمان بن عفّان شكايت كرد . ابن حنيف به او گفت : آفتابه را بياور ، پس وضو گرفت ، سپس به مسجد آمد و دو ركعت نماز به جا آورد و آنگاه دعا كرد : پروردگارا همانا درخواست مىكنم و به واسطه پيامبرمان محمد صلّى اللّه عليه و آله كه پيامبر رحمت است ، به تو روى مىكنم ، اى محمد براستى به واسطه تو به پروردگارت روى مىآورم به اين كه حاجتم را برآورى و حاجتش را يادآور شد . پس مرد رفت و آنچه را ابن حنيف گفت ، بجاى آورد ، سپس به در خانه عثمان آمد ، دربان دستش را گرفت و بر عثمان وارد شد ، و بر بساط عثمان نشاند ، عثمان گفت : نياز و حاجت تو چيست ؟ آن مرد حاجتش را گفت : و از جانب او حاجتش برآورده شد « 1 » . هيچ يك از پيشوايان مذاهب ، توسّل را مورد انكار قرار نداده است ، بل كه آن را نيكو شمردهاند و برخى از آنها خود
--> ( 1 ) . كشف الارتياب ، ص 311 ، وفاء الوفاء صص 1372 - 1373 ( الفصل الثالث فى توسّل الزائر و تشفّعه بالرسول صلّى اللّه عليه و آله ) .