السيد محسن الخرازي (مترجم: امين زاده)
32
سخنى پيرامون توسل (فارسى)
( وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً ) و همانا من به محضر پيامبر تو رسيدهام در حالى كه از گناهانم توبه كنندهام ، و همانا با توسّل به تو به خدا رو كردهام ، خدايى كه پروردگار من و تو است ، براى اين كه خدا گناهانم را ببخشد « 1 » » و روايات ديگر اين مطلب را تأييد مىكند به زودى به آن اشاره خواهيم كرد . به هر حال آيه در مورد مخالفت رسول دلالت بر وجوب توسّل دارد و مشروع بودن توسّل در موارد ديگر از قائده « اولويّت » استفاده مىشود . و توسّل اگر شرك بود شارع آن را واجب نمىكرد ، زيرا شرك استثناءپذير نيست آن چنان كه ظلم استثناءپذير نيست . پس مشروعيت توسّل به پيامبر ما را به مشروع بودن توسّل به اهل بيت عليهم السّلام فرا مىخواند . زيرا با توجّه به احاديث متواتر ، آنها قائم مقام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هستند . و از آن احاديث اين بيان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هست كه فرمودند : « هر كس كه من وسيله او به سوى خدا هستم پس على وسيله او به سوى خداى عزّ و جلّ است « 2 » » .
--> ( 1 ) . كنز الدقائق ، ج 3 ، ص 456 ( ط تهران ) ( 2 ) . . . . عن ابى سعيد قال : قال النبىّ صلّى اللّه عليه و آله من كنت وليّه فعلىّ وليّه ، و من كنت امامه فعلى امامه ، و من كنت أميره فعلىّ أميره ، و من كنت نذيره فعلىّ نذيره و من كنت هاديه فعلىّ هاديه ، و من كنت وسيلة الى اللّه تعالى فعلى وسيلة الى اللّه