السيد محسن الخرازي (مترجم: امين زاده)

16

سخنى پيرامون توسل (فارسى)

زيرا با تكميل مصلحت ، بر شخص حكيم و دانا سزاوار نيست كه بىاعتنايى را ادامه دهد يا توبه و عذر بنده‌اش را نپذيرد . اين ساختار عرفى و عقلايى بر پايه حكمت است و خداى سبحان و بزرگ در نهايت حكمت است و به لحاظ حكمت مطلقه‌اش توجّه مىكند به شخصى كه به اوليا ، انبيا ، صديقين شهدا ، توسّل جسته باشد ، توبه‌اش را مىپذيرد و از خطاى او مىگذرد و به او مىبخشد و احسان مىكند . سخن در توسّلى است كه آميخته نباشد با آنچه اسلام از آن گريزان است ، مانند بندگى غير خدا . ( و توسّل هر چند همراه با خضوع است اما هر خضوعى عبادت نيست و به همين لحاظ ) به محض خاضع شدن در مقابل غير ، عبادت به آن اطلاق نمىشود ، زيرا عبادت همراه با قبول الوهيت و معبوديّت است و چنين مطلبى در توسّل منتفى است . آرى اگر توسّل مقارن با معبوديّت غير باشد ، بدون شك مبغوض ( شارع مقدّس ) بوده و مورد نهى ( خداى متعال ) است . و از محل بحث خارج است . و به طور حتم سخن در توسّل به آنانى است كه از فضائل برخوردارند و اين نوع توسّل قياس نمىشود با توسل به كسى كه مردم از او