حسن بن نوح القمري البخاري
79
كتاب التنوير (فارسى)
باب هشتم اندر نامهاى لفظها و قرافاذينها عقاقير ناميست كه بر همهء داروها افتد ، و فرق ميان معجونها و گوارشها آنست كه معجون هم طلخ بود و هم شيرين و هم كنده و هم خوش . و كوارش نبود مكر بمز و خوش بود هر آينه . يارها از داروهاء طلخ بود و مراد از وى آنست كه سر و مغز پاك كند . حبها كروهى از وى فرو آوردن شكم بود ، و كروهى سرفه را و خوش كردن دهان را ، و مانند اين ، حبها بود گرد و ازو خرد و بزرك . مطبوخ آن داروها كه بخته آيد و مراد از وى نرم كردن شكم است و فروذ آوردن . انبجات آن جيزهاست كه بشكر يا بعسل برورده باشند تا يكى شود ، چون : بنفشه و كلنكبين . مربيات پروردههااند ، و آن چيزها كه پرورده آيد تا هر دو بوى يكديكر كيرند و ليكن يكى نشوند جون : « هليلهء پرورده » و « زنجبيل » و آنچه بذيشان ماند .