حسن بن نوح القمري البخاري

73

كتاب التنوير (فارسى)

باب ششم اندر نامهائى كه در علاج به كار داشته آيد ضماد آن جيز بود كه به آتش كرم كنند چون : ركو و سبوس و آنجه بوى ماند و بر اندام برنهند . نطول آن بود كه كرم كنند يا ساده يا بوى اندر داروها پخته و باندام برريزند شيرفام يا جيزى بوى اندر زنند و باندام برنهند . سل‌كوب آن آب بود كه با آن روغن كه باندام برريزند فراخ . صبوب آن بود كه برريزند ريختنى فراخ . نشوق آن جيز بود كه به بينى بركشند تا بخار وى و بوى وى برآورد . شموم آن بود كه ببويند از كلها يا روغنها و جز آن . عطوس آن چيز بود كه عطسه آرد و ببوييذن و يا به بينى در دميذن . سعود آن جيز بود كه در بينى يا به گوش يا بسوراخ اندر جكانند جون روغن و آب و آنجه بذين ماند . نصوح آن جيز بود كه در بينى يا بكام يا كلو اندر دمند از داروهاء خشك . وجور آن جيز بود كه به دهان فرو ريزند .