حسن بن نوح القمري البخاري
49
كتاب التنوير (فارسى)
از اين چهار كتاب آخرى يعنى ذخيرهء خوارزمشاهى به زبان پارسى درى نوشته شده ، نثر آن ساده و بس روان و بىتكلف مىباشد ، و علاوه بر آنكه يكى از آثار طبى استادان نامدار و يك كتاب جامع و مبسوط در طب به زبان پارسى مىباشد ، مشتمل است بر : بسيارى از نامهاى پارسى : داروها ، خوراكها ، بيماريها ، معالجات و غيره كه امروزه اينگونه لغات در زبان پارسى متداول ، متروك و از لغات و اصطلاحات پارسى گمشده و فراموششده بشمار مىروند ، و اگر لغات مزبوره بر فرهنگ زبان پارسى افزوده شود سرمايهء هنگفت ادبى و لغوى نصيب زبان كنونى پارسى گرديده است ! دريغا كه از اين كتاب با همه اهميتى كه دارد - و بايد از دو جنبهء طبى و لغوى مورد توجه قرار گيرد - هنوز تاكنون چاپ شايسته و محققانه و ظريفى كه درخور مقام و منزلت اين كتاب باشد به عمل نيامده است ! .
--> 4 - ابو على بن سينا : شيخ الرائيس ولادت او بقول طبقات نقلا از ابو عبيد جوزجانى در سال 375 ه . و وفاتش بسال 428 اتفاق شده و سال عمرش 53 بوده است . ابن خلكان ولادت او را در ماه صفر سال 370 ه . و وفاتش را ماه رمضان روز آدينه سال 428 ه . نوشته است و بگفتهء او ابو على در هنگام وفات 58 ساله بوده است . ابو سهل مسيحى در اينجا بجاست از يكى ديگر از پزشكان بزرگ و معاصر ابو على سينا ياد كنيم وى ابو سهل مسيحى مىباشد ، و كتاب او ( صد باب ) در پزشكى نظير قانون و كامل الصناعه مىباشد و بجاست كه آن را در رديف كتب مبسوطه نظير قانون و غيره قرار بدهيم . ابو سهل يكى از مشاهير دانشمندان نامدار مىباشد كه در دربار خوارزمشاه در خوارزم شوراى فرهنگى تشكيل داده و به يارى خوارزمشاه - كه دانشدوست و دانشگستر بود - به نشر فرهنگ و دانش مشغول بودند ، سلطان محمود غزنوى بر خوارزمشاه و مقام او و بر اين سازمان فرهنگى او رشك برد . براى برهم زدن آن دانشمندان دربار او را بغزنين طلبيد ، برخى از ايشان مانند ابو ريحان بيرونى و غيره بغزنين شتافتند و چند تن نيز از بيم جان از جمله شيخ الرئيس ابو على بن سينا و ابو سهل مسيحى خوارزم را بدرود گفته و از راه بيابان ريگزار خوارزم آهنگ غرب ايران كردند در راه بيابان راهنماى ايشان راه را گم كرد و ابو سهل از شدت تشنگى جان سپرد سال 401 ه . 5 - سيد اسماعيل گرگانى ( جرجانى ) : از پزشكان نامدار و از استادان بزرگ اين فن بوده است ، وى از مردم شهر گرگان از بلاد مازندران بوده است ( جرجان معرب گرگان مىباشد ) . وى بدعوت سلطان خوارزمشاه بدربار او به شهر اورگنج ( جرجانيه ) شتافت ، سالى چند در آنجا با اعتبار تمام در دربار خوارزمشاه اقامت گزيد و كتاب مشهور « ذخيره خوارزمشاهى » را بنام آن پادشاه به زبان پارسى تاليف كرد . و يادگار و خفى علائى نيز از او است . تاليفات ديگرى نيز دارد . در اواخر عمر وى از خوارزم به گرگان بازگشت و به خواهش برخى دانشمندان آن شهر بر آن شد كه ذخيره را به زبان عربى ترجمه كند اما ترجمه را باتمام نرسانيده زندگانيش بسر آمد و در همان شهر به خاك سپرده شد ، اكنون از اين ترجمهء ناقص يك نسخه در كتابخانه ملى ملك موجود مىباشد و ظاهرا نسخه منحصربهفرد مىباشد . ( تكملهء صوان الحكمه و غيره )