حسن بن نوح القمري البخاري

43

كتاب التنوير (فارسى)

شد كه برخى افراد تشويق شده بفرا گرفتن زبان يونانى بپردازند ، و بعدها عدهء پيدا شد كه در هر سه زبان ( يعنى : عربى ، سريانى و يونانى ) آشنائى كامل داشتند و برخى از آثار طبى ابقراط و جالينوس و ديگر استادان يونان را - كه تا آن روز به عربى ترجمه نگرديده بود - مستقيما از يونانى به عربى ترجمه كردند ، و برخى ترجمه‌هاى سابق را - كه مع الواسطه ترجمه شده بود - با اصول يونانى مقابله نموده اصلاح كردند ، از جمله كتب شانزده‌گانهء مزبور چند بار بوسيلهء چند تن از مترجمان اصلاح گرديده و در ترجمهء آنها تجديدنظر شده است . چنان كه گفته شد در آغاز جنبش فرهنگى اسلامى نسبت به ترجمهء كتب طبى يونان گرايشى پديدار گرديد ، و كتابهائى نيز ترجمه گرديد ، اما اين ترجمه‌ها طبق برنامه و نظم معين هرگز به عمل نيامد ، و هرگز تعليم و تعلم دانش پزشكى بر شالودهء برنامه تدريس طب در يونان و قرائت سته عشر جالينوس بنياد نهاده نشد زيرا ترجمهء كتب طب نظرى يونان يك كار تفننى بيش نبود ، و هرگز نسبت بدان علاقهء شديدى نشان داده نمىشد ، و بستگى بدلخواه افراد داشت و بس . [ چگونگى بهره‌گيرى از آثار طبى يونان ] اساسا - چنان كه مطلمان از تاريخ فرهنگ اسلام آگاه مىباشند - تحصيل علم و طى مراحل تحصيلى اصلا طبق مواد و اصول معين و مشخص نبوده بلكه تعيين كتاب و انتخاب استاد و معلم بستگى به نظر و ميل دانشجويان داشته و در اين كارها آزاد بوده‌اند ، زيرا آنها مىخواستند تحصيل علم بكنند نه انجام دادن يك برنامهء معين و طى مراحلى طبق نظامنامه يا قانون مكتوب و معلوم ! . . هرچه از آثار طب نظرى يونانيان بدست دانشمندان اسلام رسيد عبارت بود از دو دسته كتب و رسائل كه از آثار استادان و پزشكان نامور يونان برجاى مانده بود و به يارى پزشكان جنديشاپور - چنان كه اشاره رفت - از زبان يونانى به عربى ترجمه گرديده است ، اين ترجمه‌ها گاهى صرف ترجمه بود يعنى آنچه را كه مؤلف يونانى به زبان يونانى گفته و نوشته بود مترجمان به همان نحو به زبان اسلامى برگردانيده‌اند ، و گاهى « نقل » بوده است يعنى مطالب مؤلف را مترجم در قالب زبان اسلامى نقل مىكرده است ، اين نوع ترجمه را در عصر اخير « تقرير » - يا : تقريرات - مىگفته‌اند « 1 » و نيز اين ترجمه‌ها يا نقلها گاهى مع - الواسطه از زبان ديگر مثلا سريانى يا پهلوى به عربى ترجمه مىشد ، و گاهى بلاواسطه از اصل زبان يونانى به عربى برگردانيده شده است . و آن دو دسته كتابها عبارت بود از : [ ترجمه و تقرير طب نظرى ] 1 - يك دسته از كتب و رسائل مترجمه مشتمل بوده است بر مسائل علمى

--> ( 1 ) - در مجامع علمى دينى ايرانى تا زمان قريب بعصر حاضر ( و شايد تا هم‌اكنون ) يكى از شاگردان برجسته و مبرز مطالبى را كه استاد در مجلس درس گفته بود براى ديگر دانشجويان تقرير مىكرد يعنى بيان مىكرد و هرگاه آن مطالب نوشته و به صورت كتاب درآورده مىشد آن كتاب را « تقريرات فلان » مىگفتند .