حسن بن نوح القمري البخاري
34
كتاب التنوير (فارسى)
نگارش كتاب به دو زبان پارسى و عربى چنان كه از ديباچه پارسى كتاب التنوير دريافته مىشود ، ابو منصور آن كتاب را نخست به زبان عربى نگاشته و سپس آن را بىكموكاست بپارسى ترجمه كرده است . نگارش كتاب به زبان عربى و ترجمهء آن بپارسى ، يا بسخن ديگر تاليف كتاب به دو زبان عربى و پارسى كارى بوده كه در سدهء چهارم در نزد دانشمندان رواج داشته است . قرن سوم و چهارم آغاز دورهء پيدايش و تدوين و رواج ادبيات منظوم و منثور پارسى درى بوده ، و دولت مستقل ملى ايرانى در خراسان ، يعنى : خاندان سامانيان و بزرگان و سران آن دولت در نشر و ترويج زبان و ادبيات پارسى درى كوشش بسيار كردهاند . سامانيان زبان پارسى درى را در ديوان دولتى خود رسميت دادند ، و زبان تازى را برانداختند . مقدسى ابن البشار در وجه تسميهء زبان پارسى به : « درى » مىگويد : چون پادشاهان خراسان زبان پارسى را در ديوان دولتى و دفاتر ديوانى الزاما به كار مىبردند ، مردم آن را : « زبان درى » مىناميدهاند يعنى : زبان دربارى با زبانى كه ويژهء ديوان خراسان مىباشد و در دربار ايرانشهر به كار مىرود « 1 » . در آن عصر چون زبان عربى در سراسر ايران زبان دولتى و سياسى و خواه نخواه زبان علمى نيز بوده است ، لاجرم دانشمندان و نويسندگان ايران بويژه دانشمندان و نويسندگان ايران شرقى آثار خود را عموما به عربى مىنگاشتهاند ، مگر برخى از كتابها و رسائلشان كه قابل بهرهمندى تودهء مردم ايران بود كه نخست به عربى نوشته و سپس بپارسى ترجمه كردهاند ، يا بلفظ ديگر به دو زبان پارسى و عربى تاليف مىكردهاند .
--> ( 1 ) - در ديباچهء مفصل ترجمهء پارسى تفسير طبرى كه انجمن دانشمندان خراسان بفرمان پادشاه آن سامان نوشتهاند ، در سبب ترجمهء تفسير طبرى - كه در زبان عربى بود - بپارسى مىگويند : چون اين ناحيت ( شهر بخارا و ديگر شهرستانهاى ماوراء النهر ) ايرانشهر مىباشد ، و زبان مردم پارسى است ، پس سزاوار و شايسته است كه اين تفسير بزرگ به زبان پارسى نگاشته شود تا مردم همگى از آن بهره برند . ( ديباچهء ترجمهء پارسى تفسير محمد بن جرير الطبرى )