حسن بن نوح القمري البخاري

123

كتاب التنوير (فارسى)

سازند ، و اكنون آن را : سماق و آشى كه از آن سازند : كوربا و كوروا مىگويند . فرهنگ جهانگيرى كت بفتح اول : كاريز ، تخته و چوب - درودگران را : « كتگر و كتكار » گويند - ، و كت بمعنى : بعينه . از برهان و فرهنگ جهانگيرى . كردار بكسر اول و سكون راء اندازه ، بكردار يك جو : باندازهء يك جو . كروايا كروياوزن ( اغنيا ) تخمى است كه آن را زيره رومى گويند ، پارسى است و نيز نامهاى ديگر پارسى آن نانخواه ، كروهه ، زنيان مىباشد . سيد اسماعيل جرجانى كرويار را در رديف زيره و گشنيز نهاده و در وصف آن گويد : « كرويا گرم و خشك است بدرجه سيوم ، بادها بشكند . . . » ذخيره خوارزمشاهى كفانيذه كفانيدن بفتح كاف : شكافتن و تركاندن . و كفانيده‌ها شكافته‌شده و تركانيده - برهان . كفتگى بتازى : « لسان النار » . كفچه در فرهنگها بمعنى : چمچه ( قاشوق ) آمده است . اما در اينجا مراد ، داروى خشكى است كه آن را در كف دست ريخته و بخورند و اكنون در تهران ( كفلمه ) گويند . شايد مراد آن باشد داروئى كه با چمچه ( قاشوق ) خورند . كفچليز وزن رستخيز پارسى است ، چمچمهء بزرگ سوراخ‌دار كه آن را كفگير نيز گويند . آنندراج