حسن بن نوح القمري البخاري
8
كتاب التنوير (فارسى)
پزشكان حاذق خطهء خراسان در ده قرن پيش نوشته است . كتاب التنوير نثرى ساده و روان و فصيح و بليغ دارد كه همان پارسى درى است كه سبك محاوره و سادهء معمولى مردم آن زمان ، در ماور النهر خراسان ، بوده است و از كهنسالترين نمونههاى نگارش بشمار مىرود و بايد آن را بىشك يكى از علل مبقيهء استقلال مملكت و دوام ملت كهنسال و هوشمند ايران دانست و چون جان شيرين دوست داشت و در حفظ و حراست آن از بذل جان و مال دريغ نكرد . ابو منصور ، همين كتاب را بىكموكاست ، به زبان عربى نيز نوشته است و اين امر در سدهء سوم و چهارم هجرى و بخصوص در عهد سامانيان ، كه از دل و جان مروج زبان پارسى بودند ، رواج و رونق داشت و بعضى از دانشمندان و پژوهندگان ايرانى كه ذو اللسانين و يا بقول عربها « ذو قطرين » بودند ، يعنى زبان پارسى و عربى را بسرحد كمال مىدانستند و در نهايت فصاحت و بلاغت به آن سخن مىگفتند و مىنوشتند ، كتاب خود را ، به دو زبان عربى و پارسى ، تأليف و تصنيف مىكردند و در واقع خود ترجمان اثر خود مىشدند . چنان كه ابو ريحان بيرونى كتاب « التفهيم فى صناعة التنجيم » را اول به عربى نوشت و بعد خود ، آن را بپارسى گزارد و سيد اسمعيل جرجانى « كتاب ذخيرهء خوارزمشاهى » را نخست در خوارزم بپارسى نوشت و بعد در نيشابور آن را به عربى برگرداند و استخرى كتاب « مسالك الممالك » را به دو زبان تأليف كرد و مسعودى غزنوى كتاب « كفاية النجوم » را بپارسى و عربى نگاشت . ابو منصور ، بجز التنوير ، كتابها و رسالهها و مقالتهاى ديگر نيز نوشته است كه خوشبختانه نسخ مخطوط آنها در كتابخانههاى معتبر ايران و جهان وجود دارد و شايسته است كه همهء آنها بچاپ برسد و ان شاء الله بنياد نيكوكارى نوريانى ، پاسدار علم و ادب و تاريخ و فرهنگ ايرانزمين ، اين مهم را وجههء همت قرار خواهد داد و بمرور كفايت خواهد كرد . از مهمترين اثر اين پزشك نامدار ايرانى ، كتاب « غنى و منى » است در شرح