على اصغر ظهيرى
49
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
بود و در جنگ بدر نيز شركت داشت و مردى دانشمند و با فضيلت بود را طلبيد و از او خواست تا در دفن حضرت كمك كند . اوس بن خولى وارد خانه شد و امير مؤمنان عليه السلام به او فرمود : وارد قبر شود ، بعد از لحظاتى حضرت به او فرمود : از قبر بيرون بيا ! ، او بيرون آمد و خود حضرت وارد قبر شد و كفن رسول خدا را به يك سو زد و صورت حضرت را از جانب راست رو به قبله بر زمين نهاد و سپس خشتها را چيد و خاك بر روى آن ريخت . « 1 » مهر ورزى فاطمى « ابن عبد ربّه » از علماى بزرگ اهل سنّت در كتاب « العقدالفريد » نقل كرده است كه : انس بن مالك گفت : هنگامى كه از تشييع و خاك سپارى پيامبر خدا فارغ شديم ، حضرت زهرا عليها السلام به من فرمود : اى انس ! چگونه دل شما قبول كرد كه خاك بر روى بدن رسول خدا بريزيد ؟ آنگاه صدا به گريه بلند كرد و فرياد زد : يا ابَتاهُ ! اجابَ رَبّاً دَعاهُ * يا ابَتاهُ ! مِنْ رَبِّهِ ما ادْناهُ « اى پدرى كه دعوت حق را اجابت كرد ، اى پدرى كه پروردگارش او را به نزد خود برد . » « 2 » مرثيه رسول خدا صلى الله عليه و آله رو در جنان چو خاتم پيغمبران گذاشت * داغى گران به سينه اهل زمان گذاشت واحسرتا كه امّت اسلام شد يتيم * وين داغ را قضا به دل انس و جان گذاشت رفت از ميان امّت و در بين مسلمين * از خود به يادگار دو شىء گرانبها گذاشت هست آن دو شىء ، عترت و قرآن كه امّتش * نه حدّاينشناختونه حرمت بر آن گذاشت
--> ( 1 ) - انوار البهيه : ص 48 . ( 2 ) - همان : ص 50 .