على اصغر ظهيرى
402
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
خاصى با اهل بيت عليهم السلام پيدا كرده بود و صاحب كشف و كرامت شده بود . ماجراى كه ذيلا بدان اشاره مىكنيم يكى از صدها كرامتى است كه از ايشان سر زده است كه نشانگر مقام رفيع و با عظمت اين بزرگوار است : جناب شيخ عبدالرحيم شوشترى كه از شاگردان شيخ بود نقل كرده است كه : در حرم سيّد الشهدا عليه السلام بودم ، مرد و زنى از اعراب باديه نشين ، در حالى كه كودك فلجى را به همراه مىآوردند وارد حرم شدند و مشغول زيارت شدند . من پس از نماز و زيارت به حرم حضرت ابوالفضل عليه السلام مشرّف شدم ، ديدم آن مرد و زن كودك عليل خود را آن جا برده و خطاب به حضرت مىگويند : دَخيلُك يابن اميرالمؤمنين ! ما به تو پناه آوردهايم اى فرزند امير مؤمنا ! . كودك را روبه روى ضريح گذاشتند و خودشان به پشت ضريح رفتند . من وقتى مشغول نماز بودم آن كودك شفا گرفت و به اطراف نگاه مىكرد ، از حرم بيرون رفت و بعد به والدين خود ملحق شد . پدر و مادر آن كودك بدون اين كه از اين امر تعجب كرده باشند مثل اين كه اتفاقى نيفتاده باشد رفتند . من حاجتى داشتم كه هميشه عرضه مىكردم ولى اجابت نشده بود ، در آن لحظه بى تاب شدم و خطاب به حضرت عباّس عليه السلام عرض كردم : حالا كه اعراب باديه نشين نزد شما عزيزترند و بيشتر از ما طلاب علوم دينى احترام دارند ، پس ما هم مىرويم . من با اين حرف ناگهان به خود آمدم كه خواسته اين گونه افراد كه فورى اجابت مىشود به خاطر ضعف ايمانشان است ، لذا از گفتهء خود پشيمان شدم و عذر خواهى كرد . پس از مراجعت به نجف به محض ورود من ، خدمت كار شيخ انصارى نزد من آمد و گفت : اجِبْ اسْتاذَكَ دعوت استادت را اجابت كن . من سراسيمه خدمت شيخ رسيدم ، تا ايشان مرا ديد فرمود : دو حاجت داشتى ، يكى اين كه نزديك صحن