على اصغر ظهيرى

35

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

ميناى ولايت را ساقى تو ساغر تو * قانون نبوّت را قاضى تو و داور تو خوبان دوعالم را مولا تو و سرور تو * ما ذرّهء ناچيز و خورشيد منوّر تو اى در همه جا با ما ، از خويش مران ما را * چون ذرّه جدا گردد ، از مهر جهان آرا در سوگ جعفربن ابيطالب جعفر برادر امير مؤمنا عليه السلام در جنگ موته ، كه در سال هشتم هجرى به وقوع پيوست ، به شهادت رسيد . اسماء بنت عُميس از شهادت شوهرش خبر نداشت ، وقتى رسول خدا با او روبرو شد فرمود : اى اسماء فرزندان جعفر كجايند ؟ آنها را به حضور حضرت آوردم ، رسول خدا آنا را به سينه‌اش چسبانيد و نوازش داد ، آنگاه قطرات اشك بر صورت مباركش جارى شد . اسماء عرض كرد : اى رسول خدا ! گويا از جعفر خبر تازه‌اى داريد ؟ حضرت فرمود : آرى ! او امروز به شهادت رسيده است . اسماء مىگويد : تاب از كف دادم و صدا به ناله و شيون بلند كردم . . . آنگاه رسول خدا از منزل بيرون رفت و بر دخترش فاطمه وارد شد ، همين كه حضرت زهرا عليها السلام از شهادت جعفر خبر دار شد گريست و فرمود : وا عمّاه ! واى پسر عمويم را از دست دادم . آنگاه فرمود : براى مثل جعفر سزاور است كه گريه كننده بگريد . رسول خدا دستور داد براى خانوادهء جعفر غذا تهيّه كنند و برايشان ببرند ، چرا كه آنها عزا دارند . « 1 »

--> ( 1 ) - بحارالانوار : ج 21 ، ص 63 .