على اصغر ظهيرى

335

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

يك مناظره خواندنى مأمون دخترش ام الفضل را به ازدواج امام جواد عليه السلام در آورد . طبق نقل روايات ، حضرت جواد عليه السلام از روى ميل تن به اين ازدواج نداد بلكه از روى جبر و ناخواسته پذيرفت . بنى عباس اعتراض كردند كه مأمون دخترش را به نوجوانى داده كه هنوز كسب علم و فضل نكرده است . براى آنكه مأمون پاسخ معترضان را بدهد ، مجلسى تشكيل داد و عالمان بزرگ را به آن مجلس دعوت نمود . يكى از عالمانى كه در اين مجلس حضور داشت « يحيىبن اكثَم » قاضى بغداد بود . مأمون حضرت را در كنار خود جاى داد و از حاضران خواست تا هر سؤالى دارند بپرسند . يحيى بن اكثم ، پس از اجازه ، به امام جواد عليه السلام رو كرده و گفت : در حقّ كسى كه در احرام حج بوده و حيوانى را صيد كرده و آن را كشته باشد چه مىفرماييد ؟ . حضرت فرمود : اين مسئله داراى شاخه‌هاى زيادى است : 1 . آيا مُحرم در حرم بود يا در بيرون از حرم 2 . آيا او آگاه به مسئله بود يا جاهل 3 . آيا عمدا صيد را كشت يا از روى خطا 4 . آيا او برده بوده يا آزاد 5 . آيا صغير بوده يا كبير 6 . آيا براى بار اوّل صيد كرده يا قبلا نيز صيد كرده است 7 . آيا صيد از پرندگان بوده يا غير پرنده 8 . آيا آن حيوان صيد شده كوچك بوده يا بزرگ . . . . . خلاصه حضرت يازده شاخه به سؤال يحيى بن اكثم افزود و فرمود : حال جواب كدام قسم از اين اقسام را مىخواهى بدانى ؟ يحيى با شنيدن اين مسائل متحير ماند ، و آثار درماندگى از چهره‌اش نمايان شد و زبانش به لكنت افتاد . پاسخ سؤالات يازدگانه را از حضرت خواستند ، آن بزرگوار پاسخ يك يك آن