على اصغر ظهيرى
331
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
شما چه بود كه او اين گونه درخشيد ولى شما اين گونه باز مانديد ؟ . « 1 » چه بسيار افرادى كه در گرداب وحشتانگيز گناه غوطهور بودند و پاكى و عفّت خود را به نجاست معصيت آلوده كرده بودند ؛ امّا با يك تصميم جانانه سختى مبارزه با نفس را بر خود هموار كرده و از مجموع گناهان گذشته خود توبه كردند . در احوالات ملّا محمد تقى مجلسى پدر صاحب بحارالانوار ) نقل است كه ايشان نسبت به گنه كاران و معصيت كاران روحيهء عجيبى داشت و همواره به آنان به چشم بيمار نگاه مىكرد . به همين منظور هميشه با بيانى نرم و پر از مهر و محبّت ، آنان را از ادامه گناه باز مىداشت و خواستار گذشت از لذائذ شيطانى مىشد . در محلهاى كه زندگى مىكرد ، افرادى زندگى مىكردند كه از گناهانى مثل قمار ، شرابخوارى امتناعى نداشتند . بزرگ اين افراد فاسد ، از ملا محمد تقى سخت دلگير بود ، به همين خاطر به دنبال فرصتى مىگشت تا از دست او خلاص شود . خلاصه روزى با طرح نقشهاى عجيب به دوستان خود گفت : به زودى از شرّ اين شيخ خلاص مىشويم . پس به يكى از مريدان مجلسى گفتند : ضمن اينكه نبايد به كسى چيزى بگويى ، شب جمعه ما را به همراه مجلسى براى شام به خانهات مهمان كن ، برنامهها به طور طبيعى پيش رفت ، مجلسى به تصور اين كه مهمان است دعوت را پذيرفت . آنان با هم قرار گذاشتند تا در اول شب در خانهء آن مرد جمع شوند ، در ضمن زن رقاصهاى را دعوت كردند كه پس از آمدن مجلسى با سر برهنه وارد شود و با زدن تنبك مشغول رقاصى شود . آنگاه يكى از آنها ، مردم را خبر كند تا ببينند مجلسى در چه حالى است . مجلسى كه خبر نداشت وارد خانه ميزبان شد ، ناگهان ديد گروهى از قلدران معصيت كار با قيافههاى عجيب اطراف اتاق نشستهاند . هنوز از حضور او در مجلس چيزى نگذشته بود كه ناگهان ديد ، پردهء اتاق بالا رفت و زن رقاصهاى با قيافه آرايش
--> ( 1 ) - كافى : ج 8 ، ص 228 ، حديث 291 .