على اصغر ظهيرى

329

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

خوشى هايى است كه لحظه‌اى سرور و شادمانى را براى انسان فراهم مىكند . گناه كه عمل به فرامين نفس و تمرّد از دستورات الهى است ، گرچه در باطن و واقع ، جز بدبختى ثمرى ندارد ؛ امّا در ظاهر توافق فوق العاده‌اى با بعد حيوانى انسان دارد . اين كه برخى مىگويند : پاسخ مثبت دادن به خواسته‌هاى نفسانى ، فقط و فقط سختى و ناخوشى است ، حرف تمامى نيست ؛ چرا كه انسان با تجربه دريافته است كه اشباع كردن غرائز درونى ، خواه نا خواه ، لذّتى را براى آدمى فراهم مىكند . گذشتن از اين لذّت‌ها و در يك كلام محروم كردن نفس ، هزينه‌اى است كه بدون پرداخت آن ، راه دست رسى به گوهر « پاك ماندن » را براى انسان مسدود مىكند . مرحوم شيخ صدوق نقل كرده است كه : روز بسيار گرمى رسول خدا در سايهء درختى نشسته بود ، مردى آمد و پيراهن خود را باز كرد و خود را روى بيابان اندخت و شروع به غلطيدن نمود ، در آن حال مدام با خود مىگفت : اى نفس ! حرارت اين ريگها و سوزش اين خارها را بچش كه عذابى كه نزد خداست از آنچه من به تو مىچشانم سخت‌تر و عظيم‌تر است . رسول خدا كه اين منظره را مىديد ، پس از پايان كار آن مرد از او خواستند تا نزديك بيايد ، او نزديك آمد ، حضرت پرسيد : اى بندهء خدا ! كارى از تو ديدم كه از كسى نديدم ، علّت اين كار تو چيست ؟ عرض كرد : از خوف خدا با نفسم اين معامله را دارم ، تا از طغيان شهوت و حرام در امان باشم . رسول خدا فرمود : از خدا ترسانى و حق ترس را رعايت كردى ، خداوند به وجود تو به اهل آسمان‌ها مباهات مىكند . آنگاه حضرت به اصحاب خود فرمود : نزديك دوست خود بياييد تا براى شما دعا كند . « 1 »

--> ( 1 ) - / امالى شيخ صدوق : مجلس 54 ، حديث 26 .