على اصغر ظهيرى
320
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
مانده و عرصههاى وحى ازساكنانش تهى گشته است . سَقَى اللَّهُ قَبْراً بِالْمَدِيْنَةِ غَيْثُهُ * فَقَدْ حَلَّ فِيْهِ الامْنُ بِالْبَرَكاتِ خداوند با ابر رحمت خود قبرى كه در مدينه موجب امنيّت است را سيراب كند . افاطِمُ قُومِى يَابْنَةَ الْخَيْرِ فَانْدُبِى * نُجُومَ سَماواتٍ بِارْضٍ فَلاتٍ اى فاطمه اى دختر بهترينان ! برخيز و بر ستارگان آسمان كربلا ندبه كن . وَ قَبْرٌ بِبَغْداد لِنَفْسٍ زَكِيَّةٍ * تَضَمَّنَها الرَّحمانُ فِى الْغُرُفاتِى و قبرى كه در بغداد است ( قبر امام موسى بن جعفر عليهما السلام ) كه جان پاكنزهاى در آن نهفته ، قبرى كه يكى از غرفههاى بهشت است . آنگاه حضرت رضا عليه السلام اضافه كرد : وَ قَبْرٌ بِطُوسٍ يا لَها مِنْ مُصَيْبَةٍ * يُفَرِّجُ عَنَّاالْغَمَّ وَ الْكُرُباتِ قبرى هم در شهر طوس است كه مصيبتى بس بزرگ دارد و دلها را تا روز قيامت مىسوزاند و نالهها را بر مىانگيزد . چگونگى شهادت و تشييع غريبانهء حضرت پس از شهادت امام رضا عليه السلام كه با خوراندن انگورى كه در آن زهر دوانده بودند اتفاق افتاد ، مأمون يك روز و يك شب ، شهادت آن حضرت را اعلام نكرد . سپس محمّد بن جعفر ( عموى امام عليه السلام ) و گروهى از خاندان ابوطالب كه در خراسان بودند را طلبيد و شهادت امام عليه السلام را با آنها در ميان گذاشت و در ظاهر خود را به گريه زد و سپس جنازه آن حضرت را به آنان نشان داد . صبح روز بعد ، مردم اجتماع كردند و ناله و شيون مردم تمام شهر را فرا گرفت . مردم در حالى كه اشك مىريختند به يكديگر مىگفتند : مأمون ، آن حضرت را كشته است . پس مأمون احساس خطر كرد و به « محمّد بن جعفر » عموى امام عليه السلام گفت : به مردم بگو ، امروز تشييع جنازه آن حضرت انجام نمىشود . پس محمّد بن جعفر پيام