على اصغر ظهيرى

263

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

لايُحِبُّنا عَبْدٌ الَّا كانَ مَعْنا يَوْمَ الْقِيامَةِ فَاسْتَظَلَّ بِظِلِّنا وَ رافَقْنا فِى مَنازِلِنا و اللَّه و اللَّه لايُحِبُّنا عَبْدٌ حتّى يُطَهِّرَ اللَّه قَلْبَهُ وَ لايُطَهِّرَ قَلْبَهُ حتّى يُسَلِّمُ لَنا و اذا سَلَّمَ لَنا سَلَّمَهُ اللَّهُ مِنْ سُوءِ الْحِسابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ امَنَ مِنَ الْفَزَعِ الْاكْبَرِ . « 1 » « دوست ندارد ما را بنده‌اى مگر آنكه روز قيامت با ماست ، پس سايه مىكند به سايه ما و قرار مىگيرد در جايگاه ما . به خداسوگند ! دوست ندارد ما را بنده‌اى مگر آنكه خداوند قلبش را پاك گرداند و پاك نشودقلبش مگر آنكه با ما سازش كند و زمانى كه با ما سازش كرد خداوند از حساب بد و سخت روز قيامت با او سازش مىكند و از هراس بزرگ آن روز حفظ مىنمايد . » از مصيبتهاى حضرت كلينى از « مفضل بن عمر » كه يكى از شاگردان امام صادق عليه السلام بود نقل مىكند كه گفت : منصور به « حسن بن زيد » كه فرماندار او در مكّه و مدينه بود ، فرمان داد تا خانهء امام صادق عليه السلام را به آتش بكشد . او اين مأموريت را انجام داد ، خانهء امام عليه السلام آتش گرفت به طورى كه درِ خانه و دالان آن شعله‌ور گرديد ، آن حضرت در حالى كه روى آتش راه مىرفت مىفرمود : انَابْنُ اعْراقِ الثَّرى انَابْنُ ابْراهيمَ خَلِيلِ اللّهِ . « 2 » « من فرزند ريشه‌هاى خير زمين هستم ( يعنى پسر اسماعيل هستم كه فرزندانش در نقاط مختلف زمين پراكنده شدند ) من فرزند ابراهيم خليل خدا مىباشم . » منصور كه همواره درگير مبارزه با علويان بود ، مىكوشيد تا شخصيّت فقهى امام صادق عليه السلام را با مطرح كردن برخى از فقهاى اهل سنّت ، مثل « مالك بن انس » كم رنگ

--> ( 1 ) - ثواب الاعمال ، ص 204 و دعائم‌الاسلام ، ج 1 ، ص 73 . ( 2 ) - كافى ، ج 1 ، ص 473 ، حديث 2 و مناقب ، ج 4 ، ص 236 .