على اصغر ظهيرى
229
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
مسابقه تيراندازى از آنجا كه حكومت و دربار خلافت هشام ، از وجود دانشمندان خالى بود و شعرا و داستانسرايان جاى علماء و دانشمندان را گرفته بود ، هشام راهى براى كاهش مقام امام از طريق بحث و مناظره با آن حضرت نداشت و به فكر تشكيل چنين مجلسى نيفتاد ؛ زيرا به خوبى مىدانست كه در مقام مناظره و بحث علمى هرگز از پس امام عليه السلام بر نمىآيد و حتماً مايهء رسوايى خودش را فراهم مىآورد . امّا با كمال تعجب ! هشام تصميم گرفت كه يك مسابقهء تير اندازى ترتيب دهد ، پس پيش از ورود امام دستور داد تا نشانهاى نصب كنند و مشغول تيراندازى شوند ، امام عليه السلام وارد بر مجلس شد و اندكى نشست . ناگهان هشام رو به امام نموده و گفت : آيا مايليد در مسابقهء تيراندازى شركت كنيد ؟ حضرت فرمود : من ديگر پير شدهام و وقت تيراندازيم گذشته است ، هشام كه خيال مىكرد الآن فرصت خوبى است براى كوبيدن امام ، اصرار و پافشارى كرد و او را قسم داد و همزمان به يكى از بزرگان بنىاميه اشاره كرد ، تا تير و كمانى در اختيار امام عليه السلام قرار دهند . امام عليه السلام دست برد و تير و كمان را برداشت و تيرى در چلّهء كمان نهاد و پس از نشانهگيرى ، درست تير را به قلب هدف زد ، پس تير دوم را به كمان گذاشت و رها نمود كه اين بار تير در چوبهء تير قبل نشست و آن را شكافت ، تير سوم نيز به تير دوم اصابت كرد ، به همين ترتيب نُه تير پرتاب نمود كه هر كدام به چوبهء تير قبل نشست . اين عمل شگفتانگيز ، تمام حاضران را انگشت به دهان نمود و تحسين همه را برانگيخت . « 1 »
--> ( 1 ) - سيرهء پيشوايان : ص 340 .