على اصغر ظهيرى
171
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
شدند و امام حسن و حسين عليهما السلام را ديدند متعرض آنان شده و آنان را به شهادت برسانند تا نسل رسول خدا صلى الله عليه و آله منقطع شود . به همين خاطر اميرمؤمنا عليه السلام از حضور تن به تن آنان در خط مقدم جنگ جلوگيرى مىنمود . آن حضرت در خطبهاى كه در نهجالبلاغه آمده است مىفرمايد : جلوى اين پسر ( حسن ) را بگيريد كه من از مرگ اين دو ( حسن و حسين ) مىترسم ، مبادا نسل رسول خدا صلى الله عليه و آله منقطعشود . « 1 » در پارهاى از روايات آمده است كه اميرمؤمنا عليه السلام فرزندش محمد بن حنفيه را سپر بلاى آنان مىنمود و چون به « محمد بن حنفيه » مىگفتند كه : پدرت تو را به كام مرگ روانه مىكند در حالى كه حسن و حسين را اجازه نمىدهد ، مىگفت : حسن و حسين ديدگان پدرم هستند و من دست راست اويم و پدرم دست خود را سپر چشمانش قرار مىدهد . « 2 » حسين عليه السلام فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله در جنگ صفين اميرمؤمنا عليه السلام فرزندش « محمد » را طلبيد و فرمود : به سمت راست لشكر حمله كن ، او پس از حمله و دور ساختن دشمن در حالى كه مجروح شده بود برگشت و از پدر طلب آب نمود . اميرمؤمنا عليه السلام به او آب نوشاند در اين ميان مقدارى آب در زره او ريخت . راوى ( ابن عباس ) مىگويد : خودم ديدم كه از لابلاى زره محمد خون جارى است ، پس از لحظاتى اميرمؤمنا عليه السلام به او فرمود : به سمت چپ قشون دشمن حمله كن . او دستور پدر را اطاعت كرد و پس از جنگ نمايانى برگشت . هنوز لحظاتى نگذشته بود كه اميرمؤمنا عليه السلام به او دستور داد تا به قلب قشون
--> ( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 207 . ( 2 ) - زندگانى امام حسين عليه السلام ، رسولى محلاتى ، ص 47 .